و المضاف تابع .
مضاف خود حركت نميكند بلكه تابع ديگرى است مثلا پدر بودن قابل شدت و ضعف نيست تا كسى بتدريج پدر شود اما محاذات قابل تغيير است چون جسم محاذى در مكان حركت مىكند و حركت او ربطى به حركت در اضافه ندارد .
و كذا متى .
متى يعنى نسبت شيء به زمان به خودى خود قابل حركت نيست چون چيزى كه در زمان است در زمان بودن او معنى ندارد غير آنكه بودنش تدريجى و غير ثابت باشد و در شفا گفته حال متى حال اضافه است يعنى تغيير در مقوله ديگرى واقع مىشود و زمان لازم آن تغيير مىكند و گرنه نقل از زمان به زمان ديگر دفعى است مانند نقل از شب بر روز يا از سالى بسالى و اگر انتقال به زمان تدريجى باشد براى زمان زمان ثابت مىشود .
و الجدة دفعة .
مقوله ملك نيز دفعى است و در آن حركت تعقل نميشود و معنى ملك پس از اين خواهد آمد ان شاء اللّه و به نظر ميرسد كه در آن نيز حركت بالتبع باشد مثل مرد متجمل كه بتدريج ژندهپوش شود .
و لا تعقل حركة في مقولتي الفعل و الانفعال .
در اين دو مقوله نيز حركت معقول نيست و معنى حركت در فعل آن است كه مثلا آتش مشغول گرم كردن آب است تدريجا از گرم كردن بازايستد نه يكدفعه .
و در انفعال آب كه روى بگرم شدن دارد بتدريج روى بسردى آورد و آن دو معقول نيست زيرا كه وقتى روى بگرم شدن دارد ناگهان روى بسردى مىكند و دفعه از فعل و انفعال برگشته نه تدريجا .
ففي الكمّ اإعتبارين لدخول الماء القارورة المكبوبة عليه و
كشف المراد شرح تجريد الإعتقاد ( فارسى ) — صفحة 369
مساهمون: العلامة الحلي
ص٣٦٩