تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشف المراد شرح تجريد الإعتقاد ( فارسى ) — صفحة 361

مساهمون:

ص٣٦١
و ثبوته ذهنيّ و إلّا تسلسل و لا ينفع تعلّق الإضافة بذاتها . مسأله سيم در اينكه اضافه امرى ثابت در ذهن است . مشائيان اضافه را يكى از مقولات وجودى شمرده پس بايد آن را امر وجودى دانست و علتش آن است كه مضاف و غير مضاف حقيقتا فرق دارند چه ما تصور بكنيم و چه تصور نكنيم مانند پدر كه پدر است چه كسى بداند و چه نداند بر خلاف آن مفهومى كه تا ما تصور نكنيم در خارج نيست و مانند تكليف و مسئوليت كه چيزى نيست ثابت در خارج براى كسى كه علم به تكليف ندارد . اما خواجه عليه الرحمه فرمود : اضافه اعتبار ذهنى است زيرا كه اگر حقيقت باشد تسلسل لازم آيد مثلا ابوت خود اضافه است اگر چيزى ثابت بود لا بد در محل يعنى در ذات پدر بود و خود اضافه حال به محل حقيقى است و آن هم حال است در محل و هكذا تسلسل در حال و محل لازم مىآيد و نظير اين در صفحه 36 گذشت كه ثابت كرديم امكان از معقولات ثانيه است . ابو على بن سينا موافق طريقه خود گفته است اضافه گاهى عين ماهيت است و گاهى صفت ماهيت ديگر آنكه عين ماهيت است مانند ابوت و آنكه عارض ماهيت ديگر شده مانند آنكه ملاحظه كنيم پدر عالم است و قامت بلند دارد و انسان است و شاگرد فلان است و شوهر فلان زن و برادر فلان و هكذا برگشت همه به انسان است و نسبتى كه دارد . چون از انسانيت و ساير صفات برشمرده صرفنظر كنيم ابوت حقيقت معنى اضافى است و أب بسبب ابوت مضاف شمرده مىشود پس اضافه همه چيز بيك معنى بازميگردد كه عين معنى اضافه است و چون منتهى به آن شود تسلسل قطع مىشود . اما به نظر ميرسد كه مراد از تسلسل در كلام خواجه تسلسل در وهم متوهمين است به عادت اهل كلام مثلا ميگويند اگر وجود حقيقت داشته باشد ( وجود ) ( وجود وجود ) ( وجود وجود وجود ) الى غير النهايه ثابت مىشود و نيز امكان و ( امكان امكان ) و امكان امكان امكان الى غير النهايه . و اضافه ابوت به پدر و عروض ابوت پدر ( و عروض عروض ) ( و عروض عروض عروض ) و اين نوعى وسوسه است لايق مقام علما نيست .
كشف المراد شرح تجريد الإعتقاد ( فارسى ) — صفحة 361 | العلامة الحلي / علامه حلى / ابو الحسن شعرانى