الثالث - المضاف
مقوله سيم از مقولات دهگانه مضاف است . پيش از اين مقوله كم و كيف گفته شد و آنچه پس از اين بگوئيم مشتمل بر نسبت است و در آن چند مسأله ذكر مىشود
و هو حقيقىّ و مشهوري .
مسأله اولى - مضاف دو قسم است حقيقى و مشهورى حقيقى عين معنى مصدرى را گويند مانند پدر بودن و پسر بودن و مشهورى ذاتى كه اضافه بر او عارض شده مثل پدر و پسر .
و يجب فيه الانعكاس و التّكافؤ بالفعل أو بالقوّة .
مسأله دوم - در اضافه البته انعكاس لازم است مانند پدر كه مضاف بپسر است ناچار بايد پسر هم مضاف به پدر باشد و معنى انعكاس اين است و تكافؤ يعنى هر دو بايد با هم باشند در ذهن و خارج .
و اين در وقتى است كه معنى اضافه در هر دو مضاف باشد چنان كه در پدر و پسر گفتيم اما اگر در هر دو نباشد مانند پدر انسان انعكاس و تكافؤ لازم نمىآيد .
و مقصود از بالقوه اين است كه گاهى مضاف نسبت بمضاف ديگر در زمان مقدم است اما در ذهن ملاحظه هر يك متوقف بر ملاحظه ديگرى است .
و يعرض للموجودات أجمع .
اضافه بهر موجودى عارض مىشود چنان كه گويند واجب الوجود علت است و ممكنات معلول و جوهر مانند پدر و كم مانند خط درازتر از خط ديگر و كيف مانند گرمى گرمتر و بر خود مضاف مانند نزديكتر و دور تر و در أين يعنى مكان بالاتر و پائينتر و متى يعنى زمان زودتر و ديرتر و وضع مانند راستتر و كجتر و ملك مانند برهنهتر و خوشپوشتر و در فعل برندهتر و در انفعال گرماپذيرتر . موجود ذهنى مانند جنس اعم از فصل است در ذهن و موجود خارج مانند آسمان بالاتر از ماست در خارج .