تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشف المراد شرح تجريد الإعتقاد ( فارسى ) — صفحة 352

مساهمون:

ص٣٥٢
جاى ديگر به حد طبيعى كه در آن وقت رنج آورد نه آنكه در همه جا يكسان بر خلاف طبيعت باشد از آن رنجى نبينند . و كلّ منهما حسّى و عقليّ و هو أقوى . هر يك از لذت و الم دو قسم است حسى و عقلى و گروهى لذت عقلى را انكار كنند و آن صحيح نيست زيرا كه ما خود مىيابيم در دل خويش كه از معارف و علوم لذت ميبريم و چون امر خيرى كه وظيفه ماست انجام دهيم شاد ميشويم و از عكس آن محزون بلكه لذات عقلى و وهمى از لذات حسى پسنديده‌تر است و برگزيده‌تر ، چه بسا مردم براى غلبه وهمى قمار و مسابقه كشتى و كارهائى بيهوده خوردن غذا و آب را فراموش ميكنند و در هنگامه نبرد از زخم تن خويش رنج نميبرند بلكه از آن غافل ميگردند پس شايسته است كه براى لذات عقلى پيش از لذات وهمى بكوشند چنان كه شاعر گفته است :
چون چتر سنجرى رخ بختم سياه باد * باشد اگر بسر هوس ملك سنجرم
تا يافت جان من خبر از ذوق نيم‌شب * صد ملك نيمروز بيك جو نميخرم
و منها الارادة و الكراهة و هما نوعان من العلم مسأله بيست و پنجم - يكى از كيفيات نفسانى اراده و كراهت است يعنى خواستن و نخواستن و آن دو نوع از انواع علم و ادراك است . چون علم بمصلحت تعلق گيرد و انسان يقين يا اعتقاد و مظنه بسود و منفعت عملى حاصل كند آن را ميخواهد و چون به ضرر و زيان و مفسده آن معتقد شود آن را نميخواهد و بعضى گويند تنها علم و ادراك مصلحت را اراده نتوان گفت بلكه پس از علم كيفيت زائد حاصل مىشود هر چند علم بمصلحت با اراده متلازمند و علم بمفسده با كراهت اما دو متلازم هميشه عين يكديگر نيستند مانند چهار و زوجيت و فائده در اين بحث نيست زيرا كه دو معنى متلازم باشند يا عين يكديگر هر دو يك اثر دارد . بعضى مردم زمان ما گويند اراده حقيقى شايد با علم بمصلحت ملازم باشند اما اراده انشائى چنين نيست بلكه ممكن است با علم بمفسده اراده انشائى كنند و اين سخن