تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشف المراد شرح تجريد الإعتقاد ( فارسى ) — صفحة 349

مساهمون:

ص٣٤٩
است ظلم كند گوئيم محال است و اگر گوئى اگر محال است ظلم كند پس قدرت او به دو طرف تعلق نميگيرد گوئيم قدرت بر عمل غير امكان عمل است ( رجوع به صفحه 83 شود ) و تتقدّم الفعل لتكليف الكافر و للتّنافي و لزوم أحد المتنافيين لولاه . اشاعره چنان كه موافق ذوق و سليقه ايشان است گفته‌اند انسان پيش از آنكه وقت مقدر برسد هيچ كارى انجام نمىتواند داد اما چون وقتى كه خدا مقرر فرموده برسد ممكن است فعل از او صادر شود و البته آن قدرت هم كه در وقت مقرر دارد نه قدرت اختيارى است كه معتزله گويند بلكه قدرتى كه آن هم بدست خدا است بارى به نظر اشاعره پيش از وقت هيچ قدرت نيست براى بنده و هنگام عمل به ظاهر قدرتى هست اما از طرف حق تعالى نه قدرت مستقل بنده و معتزله گويند قدرت پيش از عمل است زيرا كه كافر را مكلف بايمان كردند و او ايمان نخواهد آورد چون پس از عمل وقت عمل ندارد و پيش از وقت قدرت ندارد پس بايد مكلف نباشد . و نيز گفته‌اند اگر پيش از عمل قدرت ندارد مكلف نيست و اگر مكلف باشد با عجز ظلم است . و نيز عمل متوقف بر قدرت است و اگر پيش از عمل قدرت ندارد يعنى عمل متوقف بر قدرت نيست و آن تناقض است . و نيز گوئيم اگر قدرت با فعل است بايد خدا پيش از آنكه عالم را بيافريند قدرت نداشته باشد يا قدرت داشته و عمل را آنگاه كه قدرت داشت انجام دهد قديم بودن عالم لازم آيد و اين هم تناقض است . شارح علامه فرمود در تفسير ( تنافى و لزوم احد المتنافيين ) اين مطالب به نظر ما آمد و ممكن است تنافى را بوجه ديگر تفسير كنيم چون اشاعره و ديگران گفتند قدرت به دو طرف تعلق ميگيرد كردن و نكردن ، و اگر بايد قدرت با فعل باشد بايد هم بكند و هم نكند تا قدرت به دو طرف تعلق گيرد يا قدرت بر يك طرف بيشتر نداشته باشد همان كه مىكند و آن صحيح نيست يا قدرتش بر آن طرف كه انجام ميدهد مقارن فعل و بر آن طرف كه انجام نميدهد قبل از فعل و ثبت المطلوب .
كشف المراد شرح تجريد الإعتقاد ( فارسى ) — صفحة 349 | العلامة الحلي / علامه حلى / ابو الحسن شعرانى