تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشف المراد شرح تجريد الإعتقاد ( فارسى ) — صفحة 321

مساهمون:

ص٣٢١
و هو عرض لوجود حدّه فيه . اختلاف كردند كه علم عرض است يا تابع معلوم مثلا صورت انسان و حيوان در ذهن انسان عرض است يا جوهر است بعضى گفتند عرض است چون حالى است از حالات نفس انسانى و در وجود محتاج بنفس است اما نفس محتاج به او نيست و حد عرض همين است و بعضى گفتند جوهر است براى آنكه صورت ذهنى در ماهيت با حقيقت خارجى يكى است چنان كه در وجود ذهنى اول كتاب گفتيم ( ص 10 ) و معلوم كه حقيقت خارجى است جوهر است و صورت ذهنى هم بايد همان ماهيت باشد . سياهى و سفيدى و ساير اعراض كه در خارج عرضند در ذهن هم عرضند اما در خارج كيف محسوس و در ذهن كيف نفسانى و عدد هم در خارج عرض است در ذهن هم عرض است اما در خارج از مقوله كم است و در ذهن از مقوله كيف . و صدر المتالهين قدس سرّه فرمود به محل اولى ذاتى علم از مقوله معلوم است و بحمل شايع صناعى از مقوله كيف نفسانى و حاجى ملا هادى سبزوارى در منظومه فرمود .
بحمل ذات صورة مقولة * وحدتها مع عاقل مقولة
و تفصيل را در شرح آن كتاب بايد خواند . و هو فعلىّ و انفعاليّ و غيرهما . مسأله چهاردهم - علم سه قسم است اول فعلى مانند علم مهندس كه اول صورت بنائى در ذهن ميسازد آنگاه مطابق آن در خارج مىآورد و اين علم پيش از معلوم است و سبب آنست . دويم انفعالى مانند علم ديگران ببناى مهندس پس از ديدن آن . سيم آن علم كه نه سبب فعل است و نه از موجودات خارجى در ذهن آمده مانند آنكه كل بزرگتر از جزء است و مانند علم انسان بذات خود .
كشف المراد شرح تجريد الإعتقاد ( فارسى ) — صفحة 321 | العلامة الحلي / علامه حلى / ابو الحسن شعرانى