تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشف المراد شرح تجريد الإعتقاد ( فارسى ) — صفحة 262

مساهمون:

ص٢٦٢
و بعضى غير علامه گفته چه ضرر دارد كه همان بدن چنان كه مستعد حدوث نفس است مستعد فناى آن هم باشد اما اين احتمال سخت ضعيف و غير معقول است زيرا كه هر چيز كه مستعد است مستعد است كه خود داراى آن باشد يا نباشد و تن مستعد نفس است چون نفس در اول حدوث متعلق به بدن و معقول است بدن مستعد آن باشد اما براى فنا معقول نيست غير آنكه مستعد جدا ماندن از وى باشد . اما علامه اعتراض ديگرى كرده است كه شايد نفوس مركب باشند از اجزائى مجرد و بتفريق آنها فانى شود . و جواب آن است كه اجزاء مادى بتنافى و تضاد متفرق ميشوند مجردات تنافى و تضاد ندارند و تفصيل آن اگر خدا بخواهد در محل مناسب ديگر خواهد آمد . اما غير حكما علامه رحمه اللّه فرمود اصحاب ما يعنى متكلمين شيعه گفتند كه ممكن نيست نفوس فانى شود زيرا كه اعاده معدوم محال است و اگر نفوس فانى شود بر گرداندن ممكن نيست با آنكه اعاده نفوس بر خدا واجب است و بعضى كه اعاده معدوم را جائز شمردند گفتند نفس هم با بدن فانى شود و بازگردد . براى بحث اعاده معدوم رجوع بصفحه 72 شود .

[ باطل بودن تناسخ ]

و لا يصير مبدء صورة لآخر و إلّا بطل ما أصّلناه من التّعادل . مسأله دهم - در باطل كردن تناسخ - عقلاى جهان در تناسخ خلاف كردند گروهى از حكماى هند و پيروان فيثاغورث از يونانيان بدان معتقد بودند و امروز هم تناسخ جزء عقايد دينى بسيارى از مردم هندوستان است . اما بيشتر عقلاى جهان تناسخ را باطل ميدانند . و تحقيق معنى تناسخ آسانتر از استدلال بر صحت و بطلان آن نيست . علامه شارح فرمود معنى تناسخ آن است كه نفسى كه مبدء صورت زيد بود مثلا منتقل به بدن عمرو و مبدء صورت او گردد و همان علاقه كه ميان نفس و بدن اول بود ميان نفس و بدن دويم تازه گردد . از گفتار علامه معلوم مىشود علاقه نفس با بدن بر حسب احتمال عقلى اقسام مختلف دارد و آن كه مبدء صورت باشد محل خلاف