تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشف المراد شرح تجريد الإعتقاد ( فارسى ) — صفحة 203

مساهمون:

ص٢٠٣
است يا پرنده و مجموع اين افلاك نه‌گانه پس از تجزيه بيست و چهار فلك ميشوند . قمر و عطارد هر يك را چهار فلك و زهره را سه و خورشيد را دو فلك و هر يك از سه كوكب ديگر را سه فلك و با اضافه هشتم و نهم ( 24 ) مىشود و ترتيب آنها چنان است كه در اين شعر .
قمر است و عطارد و زهره * شمس و مريخ و مشترى و زحل
و شماره ستارگان ثوابت غير محصور است و آنچه رصد كرده يعنى جاى آن را در آسمان معين كردند هزار و بيست و چند است و شارح علامه فرمود بودن همه ثوابت در يك كره معلوم نيست و انحصار افلاك در آنچه گفتند هم معلوم نيست بلكه جائز است افلاك بسيار باشد از آن سوى فلك محيط يا ميان افلاك « 1 » و فرمود ميان دورترين فاصله ماه از زمين و نزديكترين فاصله عطارد از زمين فضائى فاصله است كه گويند سطبرى فلك جوزهر قمر است . و مقصود علامه رحمه اللّه از جوزهر فلكى است كه دو نقطه كسوف و خسوف معروف بعقده رأس و ذنب را در هيجده سال و چند ماه از جاى خود منتقل مىكند و دورى ميپيمايد . و كشف اين حركت از كلدانيان است . و الكلّ بسائط . همه افلاك بسيطند چون اگر مركب بودند تغير و اختلال در آن راه مىيافت و هزاران سال گذشت بىآنكه تغيير كنند و شارح علامه فرمود بيش از اين نميتوان دريافت كه ممكن است بسيط باشند و اگر تغيير ميكردند حتما بسيط نبودند اما لازم نيست افلاك حتما بسيط باشند و بعبارت ديگر هر چه تغيير پذيرد مركب است و هر چه تغيير نپذيرد شايد بسيط باشد و شايد مركب و چون اجسام حادثند جائز است تغيير و اختلال يابند .
هامش
( 1 ) و شارح علامه رحمه اللّه آيات قرآن را كه به هفت فلك اقتصار كرده است گويا حمل بر آن فرمود كه اثبات اين هفت دليل آن نخواهد بود كه پيش از اين نيست .