تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشف المراد شرح تجريد الإعتقاد ( فارسى ) — صفحة 206

مساهمون:

ص٢٠٦
تجزيه بود البته مركب است و آنكه قابل تجزيه نيست عنصر بسيط اگر چه قابل تبديل صورت باشد . چون تعيين بسايط و مركبات امرى است تجربى و مبنى بر تتبع و استقراء شارح علامه فرمود « علم بالاستقراء ان العناصر البسيطة لا تخلو عن احدى الخ » و هر چه بر تجربه مردم افزوده شد نظر آنان در شماره عناصر تغيير يافت وقتى چهار عنصر بود چنان كه گفتيم و زمانى اين عناصر را تجزيه كردند و شصت يا هفتاد عنصر در آنها يافتند و بر حسب گذشت زمان بيشتر شد تا بعهد ما از صد تجاوز كرده و بازهم در افزايش است و غرض حكيم بتعداد عناصر تعلق نمىگيرد بلكه بتقسيم اجسام ببسيط و مركب و مزاج كه از تركيب آنها حاصل مىشود و آثار مركبات تعلق ميگيرد لذا ذكر شماره آنها براى ما فائده ندارد و كتب مخصوصى براى اين علوم هست . و از مباحثى كه در اين باب آوردند اثبات كرويت اين عناصر كلى است و چون بحثى مهم است و اغلاط اهل زمان در آن بسيار است اشاره به آن بايد كرد مطابق آنچه شارح علامه فرموده است . عوام زمان ما خصوصا شيفتگان فرنگ معتقدند كه كرويت زمين را فرنگيها در اين عصر اخير كشف كردند و مردم پيش به اين سر مستور پىنبرده بودند با آنكه همه كتب عربى از ادلّه آن مشحون است . علامه حلّى كه بزرگترين فقهاى ما است در شرح كتاب از ادله كرويت زمين خسوف ماه را شمرد چون در وقتى معين در شهرى اعتبار كنيم در شهر ديگر كه در طول با آن شهر مخالف است در آن وقت اتفاق نخواهد افتاد يعنى ماه در يك وقت ميگيرد و ما آن را مثلا دو ساعت از غروب گذشته مشاهده ميكنيم كسى كه در طول غربى يا شرقى ما است در آن ساعت و وقت معين نمىبيند بلكه غربى يك ساعت از شب گذشته مىبيند و صاحب طول شرقى سه ساعت با آنكه حقيقة يك وقت است و اين را دليل كره بودن زمين از مشرق به مغرب بايد دانست و نيز فرمود كسى كه به طرف شمال رود روى يك خط نصف النهار بتدريج قطب شمالى براى او مرتفع ميگردد مثلا يك درجه سير كند قطب هم يك درجه مرتفع مىشود و همچنين آنكه روى بجنوب سير مىكند ارتفاع