نه دستوردهنده . . . و در روايت على بن رئاب آمده : دستوردهنده در حبس ابد مىماند تا بميرد . . . . « 1 »
6 . همو : اگر او را به كشتن مجبور سازد قاتل قصاص مىشود نه اجباركننده و همچنين است اگر او را به قتل فرمان دهد كه قاتل قصاص مىشود و دستوردهنده تا ابد در حبس مىماند . « 2 »
7 . در آنجايى كه اكراه صدق مىكند ، آمر ضامن است اما در آن جايى كه اكراه صدق نمىكند مانند قتل نفس ، بر او نه قصاصى است و نه ديهاى . بله ، حبس ابد مىشود . البته اين در جايى است كه مكره و مقهور بالغ و عاقل باشد . « 3 »
8 . همو : ( قسم سوم اجتماع سبب و مباشر اين است كه ) آن دو ، برابر باشند مانند اكراه همراه قتل . در اين مورد قاتل قصاص مىشود و بر مكره ( مجبوركننده ) ديه و كفّارهاى نيست ، بلكه تا پايان عمر به زندان مىافتد و از ارث هم - البته با اشكال - محروم مىشود . به هر حال ، در همهء موارد تحقق اكراه ضامن است ، امّا در غير آن موارد ، مثل كشتن كسى ، قصاص و ديهاى بر او نيست . آرى ، آن قدر در زندان مىماند تا بميرد . اين در موردى است كه اجبار شونده بالغ و عاقل باشد . « 4 »
9 . شهيد اوّل و ثانى : اگر او را به كشتن اجبار و اكراه كند قاتل كشته مىشود نه دستور دهنده ؛ ولى دستوردهنده در حبس ابد مىماند تا بميرد . علاوه بر اجماع ، حديث صحيح زراره از امام باقر - عليه السلام - در مورد مردى كه ديگرى را به كشتن شخص سومى فرمان دهد ، بر آن ، دلالت دارد . البته اين در موردى است كه اجبار شده بالغ و عاقل باشد . « 5 »
10 . شهيد ثانى : امّا مكره ، به دليل روايت على بن رئاب از زراره از امام باقر - عليه السلام - تا ابد زندانى مىشود . . . و اينكه مصنّف « 6 » حكم را به روايت نسبت داده ، دليل توقف در آن است ، در حالى كه به جهت صحت روايت ، اشكالى بدان نيست . « 7 »
11 . سيّد على طباطبائى : . . . دستوردهنده - بنابر مشهور - تا زمان مرگش زندانى
هامش
( 1 ) . شرائع الاسلام ، ج 4 ، ص 199 .
( 2 ) . مختصر النافع ، ص 293 .
( 3 ) . قواعد الاحكام ، ج 2 ، ص 281 . براى تفصيل اقوال ، نك : مهذّب البارع ، ج 5 ، ص 147 .
( 4 ) . قواعد الاحكام ، ج 2 ، ص 283 .
( 5 ) . روضة البهيّه ، ج 10 ، ص 27 .
( 6 ) . يعنى محقق حلّى در شرائع الاسلام .
( 7 ) . مسالك الافهام ، ج 15 ، ص 86 .