پس « سمل » اخص از « فقأ » است .
از اينرو ، برخى از فقيهان « 1 » در مجازات نگاهكننده گفتهاند : چشم ناظر با ميلى كور مىشود . اين مشهور است و گفته شده : چشم ناظر را مىشكافند و در مىآورند كما اينكه اين قول در روايتى قوى ، كه با شهرت پشتيبانى شده ، هست - و خداوند به حقايق احكام آگاه است . « 2 »
و ) آيا براى قطع و جرح ، شخص نگهدارنده را حبس مىكنند ؟
ابن حزم و مرداوى به اين نظر ، قائل شدهاند :
1 . ابن حزم : حكم كسى كه ديگرى را نگه مىدارد تا چشمش كنده شود يا عضوش قطع شود يا مورد ضرب و شتم قرار گيرد ، اين است كه ، كوركننده قصاص مىشود ، و با شكننده و برندهء اعضا و زننده ، همان عملى را انجام مىدهند كه او صورت داده است و نگهدارنده - به حسب رأى حاكم - تعزير و زندانى مىشود . « 3 »
2 . مرداوى : فايده : مثل اين مسأله در حكم است اگر كسى ديگرى را نگهدارد تا يكى از اعضايش قطع شود - در انتصار آن را ذكر كرده است . همچنين است اگر دهان كسى را باز كند و ديگرى در آن سم بريزد . « 4 »
نظر نگارنده : روايات در مورد نگهدارنده براى قتل ، وارد شده است و نمىتوان آن را به نگهدارنده براى قطع اعضا سرايت داد ، مگر با تنقيح مناط قطعى ، كه اين نيز به دست نمىآيد و از طرفى قياس در مذهب ما جايز نيست ، پس بايد به نص تمسك كنيم و به غير آن مورد قائل نشويم . احتمال قوى دارد كه حكم آن شخص ، تعزير باشد ؛ چرا كه مرتكب حرام شده است . البته هيچيك از فقيهان شيعه به اين مطلب اشاره نكردهاند .
ز ) گاهى گفته مىشود : اغفال ( فريفتن ) و جلو فرار را گرفتن و منع از فرار ، به نگهداشتن ملحق مىشود ، ولى دليلى بر اين مطلب نيست .
4 . حبس آمر به قتل
مشهور فقيهان ما اين است كه دستور دهنده زندانى مىشود ، بلكه بر اين مطلب ادّعاى
هامش
( 1 ) . مانند مرحوم آية اللّه طبسى ( والد بزرگوارم ) .
( 2 ) . ذخيرة الصالحين ( خطى ) ، ج 8 ، ص 67 .
( 3 ) . محلّى ، ج 10 ، ص 427 ، مسألهء 2029 ؛ نك : شيبانى ، الحجّه ، ج 4 ، ص 404 .
( 4 ) . انصاف ، ج 9 ، ص 457 .