از سليمان بن موسى روايت شده كه گفت : اگر مردى غلامش را فرمان دهد تا مردى را بكشد دستوردهنده كشته نمىشود ، ولى بايد ديه بپردازد و مجازات و زندانى شود . اگر به شخص آزادى فرمان كشتن فردى را داد و آن شخص مىتواند انجام دهد و مىتواند انجام ندهد ، دستوردهنده كشته نمىشود [ چون مرد آزاد مىتوانست فرمان دستوردهنده را انجام ندهد ] .
آراى فقيهان شيعه
1 . شيخ طوسى : اگر انسانى ، فرد آزادى را فرمان دهد كه ديگرى را بكشد و آن كس چنين كارى را انجام دهد قاتل كشته مىشود و امام بايد دستوردهنده را تا پايان عمر در زندان نگهدارد و نيز چنين است اگر به عبدش فرمان دهد كسى را بكشد و او فرمان را اجرا كند . « 1 »
2 . ابو الصلاح حلبى : اگر كسى به فرمان يا اجبار دستوردهنده ، به ناحق كسى را بكشد يا مجروح سازد تنها او مستحقّ كشته شدن و قصاص است نه دستوردهنده يا اجباركننده . . .
و دستوردهنده و اجباركننده تا ابد به زندان مىافتند . « 2 »
3 . على بن حمزهء طوسى : اگر كسى به بندهء كوچك يا بزرگ غير مميّز فرمان دهد تا ديگرى را بكشد دستوردهنده كشته مىشود ؛ امّا اگر عبد مميّز باشد قصاص مىشود و در صورت قصاص قاتل ، دستوردهنده تا پايان عمر در زندان مىماند . امّا اگر دستوردهنده بايد كشته شود ، مباشر به زندان ابد محكوم مىشود مگر اينكه بچه يا ديوانه باشد . « 3 »
4 . ابن زهره : قاتل كشته مىشود نه دستوردهنده يا اجبار شده به قتل . تمام اينها به دليل اجماعى است كه بدان اشاره شده است . روايت شده : دستوردهنده اگر مولاى عبد باشد و چنين كارى عادت دستوردهنده باشد ، مولا كشته مىشود و عبد تا ابد در زندان مىماند . امّا اگر جزء عادت او نباشد بنده كشته و مولا تا پايان عمر ، زندانى مىشود . « 4 »
5 . محقق حلّى : هرگاه مولا شخصى را بر كشتن اجبار كند تنها قاتل قصاص مىشود
هامش
( 1 ) . نهايه ، ص 747 .
( 2 ) . كافى فى الفقه ، ص 387 ؛ نك : مختلف الشيعة ، ج 9 ، ص 329 ، مسألهء 30 .
( 3 ) . وسيله ، ص 438 .
( 4 ) . غنية النزوع ، ص 407 .