هامش
ز ) سوراخ كردن دست و پا با مته برقى ؛
ح ) شكستن بينى با چكش آهنى ؛
ط ) كندن ناخنها ؛
ى ) نوشاندن آب داغ ؛
ك ) شكافتن دهان ؛
كا ) باد كردن شكم فرد با تلمبه تا بتركد ؛
كب ) زندانى را لخت مىكنند و او را در جايى كه پر از زنبور است قرار مىدهند كه آنها همهء بدن او را مىگزند به صورتى كه ورم مىكند و بيهوش مىشود ؛
كج ) سلول انفرادى در مكان بسيار كوچك به گونهاى كه زندانى نمىتواند پاهايش را براى خواب دراز كند يا بايستد ؛
كد ) زندان كردن در استوانههاى خاص آهنى و توخالى كه در آن بسته مىشود و آن قدر در آن سرپا مىايستد تا يا مىميرد يا او را به شكل ديگرى شكنجه مىدهند ؛
كه ) كوبيدن گوش به ديوار با ميخ در حالت نشسته يا ايستاده يا خواب . . . ؛
كو ) كندن موى سر و ريش و ابرو و مژه با دستگاهى خاص كه بسيارى از مواقع ، مقدارى از گوشت نيز كنده مىشود ؛
كز ) قرار دادن سر داخل دستگاه پرس كه در مواقعى به شكستن جمجمه و گاه مرگ مىانجامد ؛
كح ) كندن دندان با وسايل آهنى كه در بسيارى از اوقات موجب شكسته شدن يا كنده شدن تكهاى از گوشت با دندان مىشود ؛
كط ) قرار دادن كف دست لاى در و بستن در ؛
كى ) فروبردن سوزن در انگشتان بين ناخن و گوشت ؛
لا ) ريختن اسيد بر بعضى از اعضاى بدن براى زشت كردن و ايجاد درد ؛
لب ) با زدن و نيشتر زدن نمىگذارند زندانى بخوابد تا دچار خستگى شديد شود ؛
لج ) بستن دست با طنابى محكم و انداختن زندانى از بلندى كه سبب مىشود وقتى شخص به پايين مىرسد دچار كشش در بدن شود و بعضى از اوقات موجب مىشود عصب پشت پا و يا مفصل بگسلد يا از هم جدا ، و در مخ لرزشى ايجاد شود ؛
لد ) مجروح ساختن بعضى از اعضاى بدن ، آنگاه پاشيدن سركه يا نمك يا فلفل بر آن ؛
له ) كشيدن زبان زندانى بعد فروكردن سوزنى بزرگ در آن در خارج از دهان با بستن دست و پا تا نتواند سوزن را درآورد ؛
لو ) گذاشتن آهن تقريبا بزرگى در دهان تا دهان بازبماند و بدين سبب دچار ناراحتىهاى روحى و جسمى شود ؛
لز ) قرار دادن پا يا دست زندانى در قير مذاب ؛
لح ) زندانى را به پشت مىخوابانند و پلكهايش را باز مىكنند و در چشمش گرد د . د . ت مىريزند آنگاه دست او را با پارچهاى محكم مىبندند و رهايش مىكنند تا از درد به خود بپيچد ؛
لط ) زنان را بعد از بستن دست و پا ، به مويشان آويزان مىكنند ؛
لى ) در ايام عادت ، زن را از پايش آويزان مىكنند كه در اين صورت ، يا خون در جايى جمع مىشود كه باعث دردهاى شديدى براى او مىشود يا به صورتش مىريزد . . . او فرياد مىزند و كسى به دادش نمىرسد . تا حدود هفت روز به اين حال باقى مىماند تا ايام عادت تمام شود .
و صدها شيوهء وحشيانهء شكنجه كه آن را سنگدلان و دشمنان اسلام ، يعنى يهود و عمّالشان مرتكب مىشوند و با اين حال ، شعار دفاع از حقوق بشر را سر مىدهند !