در حضور على بن ابى طالب بودم ، مردى را كه يك دست و يك پايش قطع شده و دزدى كرده بود نزد ايشان آوردند به اصحابش فرمود : نظر شما دربارهء اين شخص چيست ؟
گفتند : اى امير مؤمنان ! قطع كن . فرمود : در اين صورت گويا او را كشتهام ؛ در حالى كه جزاى او كشتن نيست . اگر دست ديگر او را ببرم با چه غذا بخورد ؟ چگونه براى نماز وضو بگيرد ؟ چگونه غسل جنابت كند ؟ چگونه قضاى حاجت كند ؟ چند روزى او را زندانى كرد سپس او را بيرون آورد و باز با اصحاب دربارهء او مشورت كرد ايشان همان سخن قبل را تكرار كردند و حضرت هم همان جواب قبلى را به ايشان داد آنگاه او را تازيانهء سختى زد و رهايش كرد .
آراى فقيهان شيعه ( موافق حبس )
1 . شيخ طوسى : كسى كه واجب شده دست راستش قطع شود و آن دست معيوب و از كارافتاده باشد همان دست ، قطع مىشود نه دست چپش و همچنين كسى كه واجب شده پاى چپش قطع شود و پاى چپش از كارافتاده باشد همان پا قطع مىشود نه پاى راستش ؛ و كسى كه دزدى كرده و دست راست ندارد اگر اين دست در قصاص يا غير قصاص قطع شده باشد و دست چپ دارد ، دست چپ او قطع مىشود . . . و امّا اگر پا ندارد ، بنابر آنچه گفتيم ، جز حبس كيفرى بر او نيست . « 1 »
2 . همو ( در مسائل الحلبيه ) : كسى كه هر دو دست و دو پايش قطع شده اگر چيزى دزدى كرد كه موجب قطع است بايد بگوييم : امام در تأديب و تعزير او مخيّر است ، هرچه خواست انجام مىدهد ؛ زيرا براى كيفر خاص دليلى نداريم ؛ و اگر بگوييم : واجب است حبس ابد شود ؛ چون در اينجا قطع امكان ندارد و كار ديگرى هم نمىشود انجام داد و ترك آن مايهء مخالفت و اسقاط حدود است ، قوى است . « 2 »
3 . قاضى ابن برّاج ( در الكامل فى الفقه ) : اگر كسى كه دست راستش قطع شده و دست چپ دارد دزدى كرد ، دست چپش قطع مىشود ، اگر دست چپ نداشت پايش قطع مىشود و اگر پا نداشت غير از حبس ، كيفرى بر او نيست . « 3 »
هامش
دست بردارد و تعزير شود .
( 1 ) . نهايه ، ص 717 ؛ نك : مبسوط ، ج 8 ، ص 39 ؛ خلاف ، ج 5 ، ص 441 ، مسألهء 37 .
( 2 ) . به نقل از : ابن ادريس ، سرائر ، ج 3 ، ص 489 .
( 3 ) . مختلف الشيعة ، ج 9 ، ص 222 ، مسألهء 78 و نك : ج 9 ، ص 243 و 250 .