از اختراعات خود من است : زعفران الحديد ( زنگ آهن ) يك نخود ملح - الذهب و ملح الفضة ( ظاهرا منظور كلرور اين دو فلز است ) از هركدام سه نخود ، ملح الصدف ( صدف سوخته كوفته ) ، گل ارمنى ، گل داغستان صندل سفيد از هركدام يك مثقال ، پازهر معدنى ، زعفران از هركدام نيم مثقال ، تباشير ، ملح المرجان ( مرجان سوخته كوفته ) از هركدام دو مثقال ابريشم كوفته چهار مثقال آنها را مىكوبند و آنها را كه ممكن است مىبيزند و مخلوط كرده سه قطره روغن نارنج ، سه قطره روغن صندل ، يك قطره روغن قرنفل ، سه قطره روغن گل سرخ بر آنها مىافزايند و آنها را با لعاب صمغ عربى به اندازه يك نخود حب مىكنند اندازه خوراكش شش حب است .
فصل [ گرد داروئى براى دانههائى كه در چشم پيدا مىشود ]
گرد داروئى براى دانههائى كه در چشم پيدا مىشود : تخم اسفرزه ، كتيرا نشاسته را به اندازه مساوى مىكوبند و مىبيزند و با سفيده تخم مرغ خمير كرده و قرص مىكنند پس از آنكه خشك شد دوباره آن را مىكوبند و بهنگام نياز در چشم مىپاشند و اين دارو نيز از تركيبات خود ماست .
فصل [ براى سفيد كردن طرطر ]
قاعدهاى كه خود من براى سفيد كردن طرطر اختراع كردهام اين است كه كورهاى مانند آنچه براى تيزابها مىسازند ساختم و دور سوراخ بالائى آن ديواره گردى به اندازه نيم وجب درست كردم و تنورى بر بالاى آن قرار دادم كه در بالاى آن سوراخ تنگى بود طرطر را در تنور بالائى و در اطراف آن ديواره ريختم و در آن آتشى افروختم طرطر با كمى آتش به زودى سفيد شد و شكل كوره چنين است و اين كوره براى سفيد كردن طرطر بهتر از كوره آجرپزى است .