است و معدههاى ضعيف را در آخر دوره مرض تقويت مىكند و براى امراض كهنه معده كه از سردى باشد سودمند است و اشتهاآور مىباشد اندازه خوراكش يك مثقال همراه با چهارده مثقال آب و كمى نبات است كه پيش از غذا و ناشتا بايد خورده شود عفونت معده و روده را بر طرف مىكند ، جوهرش تانبركتيك ناميده مىشود .
و اضافه فرموده است كه در مخزن چنين آمده كه برك لغتى انگليسى است و معنى آن گنهگنه است گرم و خشك در درجه دوم است براى تبهاى مزمن كهنه و نوبهاى كه پس از سرماخوردگى باشد ، بعد از پاكسازى مفيد است يك درهم تا يك مثقال آن را با آب سرد در روزهائى كه بيمار تب ندارد به مدت سه تا پنج يا هفت روز به او مىخورانند فرنگيها آن را پس از نوبه و دو ساعت يك بار هربار يك درهم از آن را تا وقت نوبه بعدى مىخورند و گفته است كه براى تبهاى عارضى و مزاجى و آنها كه از زخمها و فساد مزاج و نيز ورم زير دندهها ، گرفتگىهاى رودهاى و يا در تب لازم ( سل ) و يا امتلاء و عفونت زائد پيدا شده باشد مفيد نيست اما براى هر بيمارى ادوارى پس از پاكسازى كه به صورت قىآورى يا اسهال باشد مفيد است و براى تب دو روز در ميان كهنه گاهى همراه با نمك طرطر به كار مىرود .
فصل حرف كاف
كافور :
ضماد كافور بر روى سر و پيشانى خون بينى را بند مىآورد و با دواهاى مناسب درد را آرام مىكند و جراحتها را التيام مىبخشد و خون را قطع مىكند و براى سرد كردن اندامهائى كه دور از معدهاند چيزى بهتر از آن نيست زيرا روحانيت آن زياد است ، اين مطلب را به ياد داشته باش .