مىبايست كارى انجامشده باشد كه يكى از نمكهاى غير محلول آهك يعنى كربنات كلسيم و يا كلرور آن رسوبكرده باشد . مترجم ) و خوب و بهتر از كار درآمد . گاه سنگ مرمر را مىسوزانند كه مانند آهك خواهد شد و اين هم خوب است .
حداة ( غليواج ) :
اگر زهرهاش را در آب باديان ريخته و سه هفته آفتاب بدهند و با چوب بيد سرمه كنند سم را از دستها و پاها خارج مىكند .
حرمل ( اسپند ) :
اسپند را كفمال كرده و هر شب يك و نيم مثقال تا پانزده روز براى درمان عرق النسا مىخورند .
حصرم ( غوره ) :
آب غوره با آب انار ملس براى تب صفرائى سودبخش است
حلبه ( شنبليله ) :
در اين قسمت از متن يادى از شنبليله ( حلبه ) نشده اما در بسيارى از نسخههاى كتاب به كار رفته است و آنچه كه بتجربه رسيده اين است كه آب شنبليله براى فشار ( غلبه ) خون مفيد است و نيز اگر تخم آن را بكوبند و روزى تا چهار مثقال بخورند براى بر طرف كردن ضعف عمومى بخصوص در اشخاص مسلول و نيز براى مفاصل و ناراحتيهاى روحى و نرمى استخوان در بچهها مفيد مىباشد و نيز روايت شده كه پيغمبر ( ص ) از آن تمجيد بسيار فرمودهاند . مترجم
حلتيث ( انغوزه ) :
سرمه كردن آن انسان را از ابتلاء بتاريكى چشم ايمن مىدارد و خوردن يك و نيم دانق آن بادشكن است و سم را دفع مىكند ، نعوظ مىآورد و ادرارآور و موجب قاعدگى است .
حمار ( الاغ ) :
جگر الاغ براى صرع و چرك گوشش براى گريه بچهها مفيد است و چكاندن شيرابه سرگينش خون بينى را بند مىآورد و خوردن آن كرمها را مىكشد ، سم سوخته گورخر براى تنگى نفس مفيد است كه خوراكش روزى يك درهم مىباشد . پيشاب الاغ را اگر در بينى بچكانند بوى بد آن را رفع مىكند .