احوال ناشايستى دارند و همه امراض حيوانى شيطان زندهاى از سكنه ساير اراضى ششگانهاى كه بالهائى دارند كه با آن پرواز مىكنند و حركات غير منظم و غير معتدل و صداها و مشاعر خبطآور فاسدى دارند و هر بيمارى روحى ( نفسانى ) شيطان زندهاى از اجنه است كه نطق و تدبير و حكمت فاسد
هامش
- كه اينها اصناف مختلفه هستند به اندازه اختلاف اصناف حيوانات و هر يك دعوت بمقتضاى طبع خود مىكنند ( بتوضيحات پايان پاورقى توجه شود ) در جاى ديگر از همين كتاب مىفرمايد بدين خلاصه : ملائكه و شياطين ارواحى هستند ناقصه كه ظاهر نمىشوند آثار آنها در اجسام مگر بواسطه اجساد كه در اجساد مناسب خود سكنى مىكنند و گاهى وساوس و خطرات فاسده براى انسان سبب سوء مزاج عارضى حاصل مىشود بواسطه تولد اخلاط فاسده متعفنه و زايل مىشوند بزوال آن خلط در اينجا طريق اقرب ، معالجه بدن است بادويه و تخريب محل شياطينى كه تعلق به آنجا دارند و اين مجرب است و بسرعت شياطين زايل مىشوند و نفس راحت مىشود و برميگردد بفطرت خودش پس همينكه صفراى غير طبيعى بر بدن غالب شود شياطين بر آن غالب مىشوند كه سكنه آتش هستند پس غالب مىشود بر او تندى ، غضب ، بخل ، تهور ، تكبر استعلاء ، دشمنى و حسد و همينكه خون غير طبيعى بر بدن مسلط شود شياطين سكنه هوا متعلق به آن مىشوند پس غالب مىشود بر او سرعت و انقلاب نخوت و تكبر و شهوت و اسراف و تبذير و اظهار جلالت و هرگاه غالب شود بر او بلغم غير طبيعى تعلق مىگيرد به او شياطين سكنه آب و غالب مىشود بر او مداهنه ، مسامحه ، شهوات ، معاصى و فسق و حمق و نادانى و كسالت و سستى و مكر و خدعه و غل و غش و فراموشى و سرعت زوال و انقلاب و پيروى هر دعوت و نفهمى و بيوفائى و هرگاه غالب شود بر او سوداى غير طبيعى