باشند بايد بياشامند و نيز گوشتى كه در شير پخته شده باشد براى ضعف قلب سودمند است و در بدن ( صفحه 394 ) گذشت .
قولنج :
انجير براى قولنج و بادهاى آن مفيد است و نيز كدو براى قولنج سودبخش مىباشد .
قى :
روايت شده كسى كه قبل از آنكه قى كند خود را بقى كردن وادارد از هفتاد دارو برايش بهتر است و از اين راه قى هر بيمارى و علتى را خارج مىكند و در دواء گذشت و از درمانهاى عام و سودمند مىباشد .
حرف كاف
كحل ( سرمه ) :
دهن را خوشطعم مىكند و مو را مىروياند و بينائى را تيز مىنمايد و آدمى را براى طول سجده يارى مىكند و بر نيروى نزديكى مىافزايد اشكريزى را خشك مىكند . سرمه كردن با سنگ سرمه ( اثمد ) بوى دهن را خوش مىكند مژه را محكم مىنمايد بينائى را جلا مىدهد و اشكريزى را آرام مىكند و كسى كه بخوابد و با اثمد سرمه كشيده باشد و امساكى در آن نورزيده باشد تا وقتى كه خوابيده است از آب سياه در امان مىباشد سرمه در شب براى چشم مفيد است و ايمنى از آب آوردن چشم مىباشد و در روز زينت است . شايسته آن است كه از ميلچه آهنى استفاده كنند .
كلف ( لكه صورت ) :
مسح كردن چهره پس از وضوء لكهها را مىزدايد و بر روزى مىافزايد و مراد از وضو شستن دست پس از خوردن غذا است .
كى :
در دواء گذشت كه آخرين دارو داغ كردن است .
حرف لام
لقوه ( حركت كردن غير ارادى عضلات صورت ) :
براى اين بيمارى به بينى كشيدن دواء الجامع با آب مرزنجوش سودبخش است .