بلغم را كم مىكند و مو را نيكو و روزى را جلب مىكند بر آب پشت مىافزايد و نياز را برميآورد و شانه كردن با عاج وباء « 1 » را مىبرد و موى سر را مىروياند و كرم را از مغز دور مىكند صفرا را مىنشاند لثهها و گوشت بين دندانها را پاك مىسازد و شانه زدن موى گونه اندامها را محكم مىكند شانه زدن ريش و با را مىبرد شانه زدن گيسوان غمهاى سينه را مىزدايد و شانه زدن ابروها ايمنى از جذام است شانه زدن موى سر بلغم را قطع مىكند شانه كردن ايستاده ناتوانى و فقر مىآورد و در حال نشسته قلب را نيرو مىبخشد و پوست را تقويت مىكند و شايسته آن است كه بعد از شانه كردن سر و ريش شانه را بر روى سينه بكشند زيرا نگرانى را تمام مىكند و و با را مىزدايد .
شوصة ( ورم پردههاى بين دندهاى ) :
داروى آن دواء الجامع است كه آن را همراه با كمى زعفران بر اطراف محل درد مىمالند .
حرف صاد
صداع ( سردرد ) :
داخل حمام مشو و به كار ديگرى مپرداز تا اينكه هفت كف آب گرم بر سرت بريزى و نام خداى تعالى را ببر پس از آن شكايتى نخواهى داشت .
حرف طاء
طحال ( درد طحال ) :
داروى آن دواء الجامع است كه يك حب آن را با آب سرد و كمى سركه مىآشامند .
حرف ظاء
ظفر ( ناخن ) :
گرفتن ناخنها از درد بزرگ جلوگيرى مىكند و روزى مىآورد زير ناخنها جاى شيطان است « 2 » و ناخن بلند نسيان مىآورد گرفتن ناخنها
هامش
( 1 ) منظور از و با در عبارات متن روشن نيست و عينا نقل شد . مترجم .
( 2 ) در