تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دقائق العلاج ( فارسي ) — صفحة 412

مساهمون:

ص٤١٢

عقرب ( كژدم ) :

براى گزش آن دواء الجامع را با آب انغوزه بر موضع مىمالند همان وقت آرام مىشود .

عين ( چشم ) :

براى سفيدى چشم دو درهم فلفل سفيد و دو درهم دار - فلفل و يك درهم نوشادرى را كه خوب صاف شده باشد مىسايند و مىبيزند و در هر چشم سه ميلچه سرمه مىكنند و ساعتى پس از آن صبر مىكنند اين سرمه سفيدى را قطع و گوشت چشم را پاك مىكند و باذن خداى تعالى درد را آرام مىكند و پس از آن چشمها را با آب سرد شستشو بده و پس از آن اثمد را به چشم بكش داروى ديگر اين است : توتياى هندى يك جزء ، اقليمياى طلا ( طلاى سوخته ) يك جزء ، سنگ سرمه ( اثمد ) خوب يك جزء ، هليله زرد يك جزء ، ملح اندرانى يك جزء همه را علىحده با آب باران مىسايند و پس از سائيدن آنها را مخلوط كرده و با آن سرمه مىكنند سفيدى چشم را مىزدايد ، گوشت چشم را صاف و باذن خداوند تعالى از هر علتى پاكسازى مىكند و براى ضعف چشم و اينكه ستاره را بزرگتر مىبيند ( نزديك‌بينى ) كافور رياحى و صبر سقوطرى را بالسويه مىكوبند و از پارچه حريرى مىبيزند و در هر ماهى يك بار سرمه مىكنند اين سرمه هر دردى را كه در سر باشد پائين مىآورد و از بدن خارج مىكند .

حرف فاء

فالج ( فلج ) :

براى اين بيمارى به بينى كشيدن دواء الجامع همراه با آب مرزنجوش مفيد است .

فزع ( بيتابى ) :

براى اين بيمارى فصد مىكنند و نيز آب شويدى را كه با عسل پخته شده باشد سه روز مىآشامند .

حرف قاف

قلب :

براى خفقان قلب دواء الجامع را همراه با آبى كه زيره در آن پخته