و همينكه خشك شد خداوند درد را از او دفع مىكند و او را به بهترين حالات خود برميگرداند ، شنبليله براى بادها نافع است و يك كف دست از آن را با يك كف انجير خشك در آب مىريزند و در ديگ تميزى مىجوشانند سپس صاف كرده و پس از سرد شدن آن يك روز در ميان از آن مىآشامند تا مجموعا به اندازه يك جام آشاميده باشند .
حرف زاء
زحير ( اسهال ) :
برنج را مىشويند و خشك و برشته مىكنند و مىكوبند و آنگاه مىپزند و با پيه مىخورند و همچنين مقدارى گل ارمنى را با آتش ملايمى برشته كرده كف مىكنند اين دارو بيمارى را آرام مىنمايد . داروى ديگر اين است كه يك جزء خربق سفيد و يك جزء بزر اسفرزه و يك جزء صمغ عربى و يك جزء گل ارمنى را با آتش ملايمى برشته كرده كف مىكنند .
زكام :
سربازى از سربازان خداى عز و جل است كه خداوند او را بر بيمارى برميانگيزد و او را فرود مىآورد و شايسته نيست كه آن را درمان كنند ، جذام را ريشهكن مىكند و ايمنى از آنست و بايد خدا را بر زكام و كورك سپاس بگذارند و اينها صنعتى از صنايع خداوند و سربازى از سربازان خداوندند خداوند آنها را برميانگيزد كه علتى را از بدن ريشهكن كنند و پس از ريشهكن شدن آن بيمارى بايد يك دانق سياهدانه و نيم دانق كندش را بكوبند و در بينى بكشند زيرا زكام را مىبرد اما اگر برايت ممكن باشد آن را درمان مكن زيرا سود بسيارى دارد .
حرف سين
سعال ( سرفه ) :
داروئى براى آن توصيف شده كه اجزاء آن مانند جامع است مگر اينكه عاقرقرحا در آن نيست كه من خيال مىكنم سهو از راوى خبر