مىكند و به اين هم بسنده ننموده و بجاى تمجيد و تسبيح خدا ، كسى را تمجيد مىكند كه تمجيدش مستوجب آتش بوده ، و به جاى همراهى با فرشتههاى نزديك خدا و پيامبران ، در مجلسى كه پروردگار جهانيان حضور دارد ، به قرين شدن با جنها و شيطانها در ميان طبقات جهنم راضى مىشود .
عجيبتر از اين ديدهاى ! ديدهاى كه خالق مخلوق را براى همنشين خود بخواند ولى مخلوق اجابت نكند و در حالى كه آقا مناجات بنده و انس او را دوست دارد ، بنده از قبول عنايت او خوددارى كند ! پس با تأسف و اعتراف به غفلتهاى خود و با ناچارى جواب مىگوييم : بله ، اى پروردگار و آقا و اى مالك و مولا ! اگر توفيق تو نصيب ما شده و در اين دعوت عنايت تو شامل حال ما شود و با اين دعوت ما را به كرامت برسانى - چنانچه از كرم تو جز اين انتظار نمىرود و از كمال بخشش تو جز اين انتظارى نيست - چه سعادت بزرگى كه در اين صورت به بالاتر از آرزوى خود مىرسيم . ولى واى بر ما اگر جز اين باشد ! در اين حالت چه كنيم با اين تيره روزى و مجازات دورى از رحمت حق ! پس مىگوييم : و هيچ خدايى جز تو نيست . تو را تسبيح و تمجيد مىكنيم .
ماييم ستمگران . خدايا به خود ستم كرديم و اگر ما را نبخشى و به ما رحم نكنى از زيانكاران خواهيم بود . بلكه بناچارى بيشتر جسارت كرده ، ذلت و پستى خود را آشكار نموده ، با قسمهاى بزرگى نيز آن را تأكيد كرده و عرض مىكنيم : قسم به عزت و جلالت اى پروردگار ما
المراقبات في أعمال السنة (فارسى) — صفحة 99
مساهمون: ابراهيم محدث
ص٩٩