اجزاى ديگر بدن را نشان مىداد بگونهاى كه انسان و حتى پزشك به شگفت مىآيد كه چگونه تمام اينها بطور مستقيم يا غير مستقيم در سلامتى آن عضو و بطور غير مستقيم در سلامتى مزاج انسان مؤثرند . و بالاخره نعمتهايى كه با حس درك مىشوند بالغ بر چند ميليون هستند .
و از اينجا مىتوانيم بفهميم نعمتهاى غير محسوس بيش از نعمتهاى محسوس است .
اين گونهاى از نعمتهاى بدنى است كه انواع ديگرى نيز دارد كه شايد تعداد آن بيشتر و عجيبتر از اين باشد . از جمله نعتها نيروهايى نامرئى است كه در اين اجزاء با تكثير ، تحريك ، شكل دادن ، تغذيه ، رشد ، هضم ، دفع و . . . فعاليت مىكنند . و هر كدام علامت و آثار خاص خود را دارند . يكى ديگر از نعمتها وجود ملكوتى اين نيروها ، قوايى كه از آنها تبعيت نموده ، كاركرد و تأثير آن بر كار نيروهاى نامرئى كه به شرايط زمانى ، مكانى ، وضعيت جسمى و روحى و ساير شرايط خارجى بستگى دارد ، مىباشد ، كه هيچكس قادر به شمارش عناوين اين گونه نعمتها نمىباشد ، مگر خدا يا كسى كه از جانب او از آن مطلع شده باشد ، چه رسد به شمارش تك تك آن . و اگر انسان شكل ارتباط عوالم با يكديگر را بفهمد ، بروشنى مىيابد كه تمام اين عوالم در سلامتى كامل هر كدام از اعضاى بدن و حتى هر جزء از اجزاى آن عضو ، نقش دارند ، و مىفهمد كه خداوند متعال براى اعطاى يك نعمت به ظاهر جزئى به او اين همه مقدمات را ايجاد نموده است .
المراقبات في أعمال السنة (فارسى) — صفحة 376
مساهمون: ابراهيم محدث
ص٣٧٦