تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المراقبات في أعمال السنة (فارسى) — صفحة 355

مساهمون:

ص٣٥٥
بگذراند . دستور بده خواب در چشمانم گذر كند . زيرا من مطيع اين دستور هستم . شايد در عالم رؤيا وجود گرانقدر تو را ببينم و به من وحى شود . » « 1 » حبيب من ! « و هرگاه باقيماندهء جان من با آرزو زنده نمانده و فناى من مقتضى بقاى تو باشد . و اگر شيوهء عشق از سنت چشم بر هم نهادن حمايت كند و از ديدارت محروم گردد . سياهى چشمى براى من باقى بگذار ، شايد پيش از مرگم بوسيلهء آن ، كسى را كه تو را ديده است ببينم . » « 2 » آه ! « چيزى را كه تو مىخواهى كجا در من هست ، هرگز . و بلكه پلك چشمان من فاقد پرده‌اى از خاك پاى تو است . » « 3 » مولايم ! « اگر مژده دهنده‌اى با مهربانى از سوى تو آيد و هستى من هم در مشتم قرار داشته باشد ، آن را به تو تقديم نموده و خواهم گفت : آن را بگير . » « 4 » سرور و مولايم ! اى امام من ! « بشكستگى من ، بذلت من ، بخضوع من ، به فقر و نياز خودم و به
هامش
( 1 ) ترجمهء شعر . ( 2 ) ترجمهء شعر . ( 3 ) ترجمهء شعر . ( 4 ) ترجمهء شعر .