آبادانى نابود و انسانها و حيوانات از بين رفتهاند .
آقايم ! بلاها زياد ، مطالب پوشيده بر ملا گرديده و فقط به شما شكايت مىكنم . آقايم ! جدايى و هجران تو از تمام اين سختىها سختتر است زيرا بلا بهمراه تو ، نعمت و اذيت در مقابل ديدگان تو راحت است . آقايم ! « و از من انتقام بگير ، اگر اين انتقام مرا به تو نزديك مىنمايد . فدايت گردم در آن شتاب كن .
و با هر وسيلهاى كه مىخواهى مرا در عشقم به خودت آزمايش كن .
و من آنچه رضاى تو در آن است را انتخاب خواهم كرد .
و در هر حال ، تو به من از خودم سزاوارترى . زيرا اگر تو نباشى ، من هم نخواهم بود . » « 1 » آقايم ! « تو قدرت نابودى قبيله را دارى ، در راه عشق تو هر موجود زندهاى از نابودى لذت مىبرد .
بردهء تو هرگز تقاضاى آزادى نخواهد كرد . اگر تو او را رها كنى او تو را رها نمىكند .
آن زيبايى كه با جلال بزرگ خود آن را پوشانيدهاى ، هر نوع شكنجهاى را در اينجا گوارا مىداند . » « 2 » مولايم ! آرزويم ! « دلم آب شده به او رخصت بده تا باقيماندهء خود را در آرزوى تو
هامش
( 1 ) ترجمهء شعر .
( 2 ) ترجمهء شعر .