درباره نشانههاى ظهورتان فرموديد ، زندهام مىكند . چرا چنين نباشد كه اگر اين وعدههاى در روايات و انتظار ظهور شما و آثار آن نبود از بين رفته بوديم . درود و سلام خدا بر كسى كه ما را با اين وعدهها و انتظار ظهور شما زنده كرده و ما را از آن آگاه نمود . زيرا اين مطلب ، امروز باعث زندگى بندگان مشتاق به شما و به وصال شماست و زبان حال همهء ما مىگويد :
« مرا وعده دادند . مرا وعده دادند . و اعلام رأى دادگاه آيين عشق را به تأخير انداختند ، در حالى كه آيين عشق آيين من است . دل را با ياد محبوب شاد گردان و گوشهايم را با وعدهاش نوازش كن » « 1 » آقايم ! اگر نمىدانستيم كه گشايش بعد از سختى است ، اين سختيها بر دل و جان ما بيش از آن بود كه بتوانيم آن را تحمل كنيم ، ولى به اين جهت كه اينها علامت گشايش است تحمل آن براى ما آسان است و بدين جهت كه به اين وسيله به شما مىرسيم اين سختيها محبوب ماست .
آقايم ! مدت سپرى شده و به آخر رسيد . منتظر امر شما هستيم . با ياد شما زندگى كرده ، و آثار ظهور شما را جستجو مىكنيم . آقايم ! كار سخت شده و ظلم و ستم فراوان ، و فساد بىسابقهاى سراسر گيتى را فرا گرفته است . هواى نفس نيز ضميمه آن شده و آتش هواهاى نفسانى شعلهور گرديده و گيتى را سوزانده است ، بوسيله آن شهرها خراب ،
هامش
( 1 ) ترجمه شعر .