ما را عفو كرد . و او را از آتش رها كن همانگونه كه ما را از بردگى خارج كرد ، آنان نيز همين را مىگفتند . آنگاه مىگفت : خداوندا ! آمين ، پروردگار جهانيان ! برويد من شما را عفو و شما را آزاد كردم به اميد گذشت از خود و رهايى خودم . و آنان را آزاد مىكرد . هنگامى كه روز فطر فرا رسيد عطايايى به آنان عنايت نموده تا محفوظ مانده و از مردم بىنياز شوند . و سالى نبود كه در شب آخر ماه رمضان حدود بيست نفر را آزاد نكند .
و مىفرمود : خداوند متعال در هر شب ماه رمضان هفتاد ميليون نفر را از آتش رها مىكند كه همگى سزاوار آتش هستند . و هنگامى كه شب آخر ماه رمضان فرا رسد بتعداد همهء كسانى كه در اين ماه رها نموده است نجات مىدهد . و من دوست دارم خداوند مرا ببيند كه باميد نجات خودم از آتش ، عدهاى از كسانى را كه مالك هستم در سراى دنيا در راه خدا آزاد مىنمايم . هيچگاه خادمى را بيش از يك سال كامل به خدمت نگرفت . زيرا اگر بردهاى را در اول يا وسط سال مىخريد در شب فطر آزاد مىكرد و عدهء ديگرى را در سال بعد مىخريد و سپس آزاد مىنمود . و تا زمانى كه به خداوند ملحق شد همينگونه بود . و نيز در حالى كه هيچ نيازى به سياه پوستان نداشت تا با خريدن آنان نيازش را برآورده سازد ، آنان را مىخريد و هنگام بازگشت از عرفات دستور مىداد آنان را از بردگى آزاد نموده و اموالى به آنان ببخشند . » اگر بتواند ، بايد خود را شبيه به امامش گردانيده و در شكل اين عمل
المراقبات في أعمال السنة (فارسى) — صفحة 320
مساهمون: ابراهيم محدث
ص٣٢٠