فرموده است : « جز دست پاكان به آن نمىرسد . » « 1 » درك حقيقت قرآن ملازم با شناخت عظمت آن و شناخت عظمت آن ملازم با درك عظمت گويندهء آن است ، بنابراين كسى كه آن را بدينگونه شناخت ، بايد هنگام تلاوت آن حضور قلب داشته و هنگام قرائت ، سعى كند در آن تدبر كرده و سعى كند منظور سخن ، اشارات و نكات قرآن را بفهمد . و بدين ترتيب به علم مبدأ و معاد - كه همان علم به خدا ، فرشتگان ، كتابهاى او و روز قيامت و شناخت حقيقت اشيا مىباشد . - كه در قرآن هست دست يابد . از امير المؤمنين عليه السّلام روايت شده است كه فرمودند : اسرارى كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم با من در ميان مىگذاشت از مردم نمىپوشاندم و فقط در جايى آن را كتمان مىكردم كه كسى كه توان فهم كتاب خدا را داشته باشد نمىيافتم .
[ نمونهاى از تدبر و فهم در قرآن ]
اكنون بد نيست نمونهاى از تدبر و فهميدن قرآن بيان كنيم تا براى كسانى كه مىخواهند به اين امر بپردازند ، مفيد باشد : وقتى انسان در سوره واقعه مىخواند :
أ فرأيتم الماء الّذي تشربون
، آيا آبى را كه مىآشاميد ، ديديد ؟ مىتواند فكر خود را محدود به مزه آب نكند و دربارهء مطالب مختلفى پيرامون آن بينديشد . از جمله دربارهء بوجود آمدن تمام اشياء از آن بينديشد . مثلا فكر كند كه آب چگونه در اشكال
هامش
( 1 ) واقعه . آيه 79 .