بلكه تو را شايستهء بندگى ديدم آنگاه تو را پرستيدم . » زيرا آن حضرت عليه السّلام ، نيت شايستگى براى عبادت را در مقابل نيت عبادت از ترس آتش يا خواهش بهشت قرار داده ، نه در مقابل رسيدن به رضايت و نزديكى او .
از خدا مىخواهيم كه قصد نزديكى و رضايت خود را به ما عنايت فرموده و ما را به درك معنى نيت نزديك شدن به خود ، يا دست كم به توانايى قبول آن بطور اجمال ، موفق نمايد ، زيرا عدهاى از علماى بزرگ درك معنى نزديكى به خدا را منكر شده و مىگويند : معناى قصد نزديكى چيزى جز انجام عمل به نيت دستور خداى متعال نيست و نيتى كه بيش از اين باشد ، مخالف تنزيه خداى متعال است ، گرچه اين سخن درستى نيست . مخفى نماند كه بعضى از بزرگان از روى غفلت گفتهاند :
عبادتى كه بخاطر ترس از مجازات يا خواهش بهشت باشد ، باطل است . و اين غفلتها و لغزشها از بزرگان و شخصيتها شگفتى ندارد ، زيرا در مبتلا شدن آنان به اين گونه لغزشها حكمتى الهى وجود دارد .
مطلب ديگر اين كه منظور سيد ما قدّس سرّه در كتاب اقبال از سخن خود كه : « كسى كه خدا را فقط بخاطر فرار از مجازات عبادت كند ، بندهء پستى است . » همانطور كه خود نيز تصريح كرده ، منظورش كسى است كه اگر ترس از مجازات نبود عبادت نمىكرد ، كه چنين چيزى مخالف صفات عالى انسانى است . و او كسانى را مىگويد كه خدا را سزاوار خدمت كردن نمىدانند ، كه قطعا از بندگان پست بوده و اين اعتقاد
المراقبات في أعمال السنة (فارسى) — صفحة 205
مساهمون: ابراهيم محدث
ص٢٠٥