مىگويد : « پروردگار و آقا و مولايم ! فرض كن عذابت را تحمل كردم ، جدائيت را چگونه تحمل كنم ؟ » سعى كند در اين ادعا كه جدايى از پروردگارش از عذاب جهنم برايش سختتر است ، راستگو بوده و راضى نشود در چنين حالى ، به خدايى كه عالم به پنهانىهاست ، دروغ بگويد ، و با اين عمل حكومت خدا را سبك شمارد .
كسى كه مىخواهد در اين ادعا راستگو باشد ، بايد معنى وصل شدن به خدا را - گرچه اجمالا - بداند تا بتواند ادعا كند كه جدا شدن از اين نعمت و سرور براى او سختتر از عذاب خداست ، و نيز درباره ماهيت هر چيزى كه در دعا و مناجاتش از خدا مىخواهد فكر كند تا دعايش مناجاتى واقعى باشد و طورى نباشد كه معنى دعايى را كه مىخواند ، نداند . و از اين جمله كه در اواخر دعايش مىگويد ، غافل نشود : « و اجتمع في جوارك مع المؤمنين ، تا در همسايگى تو با مؤمنين باشم » . و كسى كه در مناجات خود غافل باشد و فراموش كند كه چه مىخواهد و چه كسى را صدا مىزند ، خطر بزرگى او را تهديد مىكند .
[ 9 - ] زيارت امام حسين عليه السّلام در بارگاه شريف يا از مكانهاى دور .
زيارت آن حضرت عليه السّلام نماز و عمل مخصوصى دارد كه در كتاب اقبال آمده است . و كسى كه او را زيارت كند ، مانند كسى است كه خدا را در عرش او زيارت كرده باشد .
علاوه بر زيارت ، بنده مراقب بايد بينديشد كه چرا خداوند متعال اين همه ثوابهاى بزرگ براى زيارت امام حسين عليه السّلام قرار داده است ،
المراقبات في أعمال السنة (فارسى) — صفحة 187
مساهمون: ابراهيم محدث
ص١٨٧