است . بخصوص اگر خداى بزرگ به او بگويد : بندهام ! آيا من آفريدگار ، روزى رسان ، نعمت دهنده ، مراقب و محافظ تو نبودم ! در حالى كه نسبت به من نافرمان بودى ، مىخوابيدى ولى من در همين خواب تو را از شر تمام دشمنان و چيزهايى كه از آن بدت مىآمد حفظ مىكردم ! با نعمتهايى كه به تو داده بودم به نافرمانى من پرداختى و من با نافرمانيهايى كه نسبت به من داشتى به تو نعمت مىدادم . پس چرا ديگران را بر من برگزيدى ! آيا ديگران نعمتهايى بيشتر و بهتر از من به تو مىدادند كه بخاطر سود خود آنان را انتخاب كردى ! يا قويتر از من بودند كه از روى ترس مراقب آنان بودى ! و يا آنان پيش تو حاضر بودند و من غايب كه بخاطر حضورشان از آنان خجالت مىكشيدى ! آيا بزرگى ، رداى من ، عظمت ، پوشش من ، و تمامى نعمتها از من نيست ! آيا من غنىترين اغنيا نيستم ! آيا غير از من غنيى هست ! آيا همه مخلوقات فقير نيستند ! و در عالم وجود ، غير از آنان فقيرى هست ! آيا نيرويى به تو ندادم كه با آن خطا را از درستى تشخيص دهى ! آيا رسولانى انذارگر و مژده دهنده و اوليايى هدايتگر ، يكى پس از ديگرى ، برايت نفرستادم ! آيا كتابى را براى هدايتت فرو نفرستاده و تو را از دشمنت ، ابليس پرهيز ندادم !
يا حسرة على العباد ما يأتيهم من رسول الا كانوا به يستهزءون
« 1 » ، واى بر اين بندگان ( گمراه لجوج ) كه هيچ رسولى براى هدايت آنها نيامد مگر آنكه او را مسخره كردند آيا
هامش
( 1 ) يس . آيه 30 .