اما ماجلين ، ازرقى گويد : رشيد فرمان داد كه چشمههايى از چشمههاى معاويه را از نو به آب اندازند و همه را به يك چشمه انداخت و آن را رشا مىگفتند . اين آب در ماجلين مىريخت كه از آن دو آن كه معلاة بود به رشيد تعلق داشت . سپس به بركهاى كه نزد مسجد الحرام بود مىريخت . « 1 »
بستان عوف بن مالك در سمت محلهء كريزيان بود ، معاويه آن را از ايشان خريد . « 2 »
ثنيّة المقبره را كداء مىگفتند و آن عقبهء صغرى است در علياى مكه . از آنجا به گورستان مكه و ابطح سرازير شوند . مردم مكه آنجا را هم حجون مىگويند و اين حجون دوم است .
از ثنيّة كداء به ذو طوى فرود مىآيند . و اين همان جايى است كه در روز فتح مكه قيس بن سعد بن عباده از آنجا وارد مكه شد و از همينجا پيامبر - ص - به مدينه مهاجرت كرد . « 3 »
در كداء شعب ارنى است . و اين ثنيّه در حق آل اسود است . مشرف بر شعب ارنى و كداء جبل الابيض است كه آن هم بر فلق ابن زبير و ملك ابو لهب و ملك ابراهيم بن محمد بن خلف مشرف است . « 4 »
در ثنيّة كداء زمين بنى عدىّ است در جانب راست كسى كه از مكه به ملك شافعيان مىرود ، كه در رأس كداء است . و در طرف چپ حقى است از آن آل ابى طرفه كه از هذيليان هستند . اين اراضى در رأس كداء است و دار الاراكه آنجاست .
در همين طرف چپ زمينهايى است كه چندان معروف نيستند از آن كثير بن صلت كندى كه سابقا از آن آل جحش بن رئاب اسدى بوده است . « 5 »
قرن ابو الاشعث نيز مشرف بر كداء است در طرف راست كسى كه از مكه خارج مىشود . و آن از جبل الاحمر است . آن را به نام مردى از بنى اسد بن خزيمه موسوم به كثير بن عبد اللّه بن بشر مىخوانند . « 6 »
هامش
( 1 ) - ازرقى ، ج 2 ، ص 182 .
( 2 ) - ازرقى ، ج 2 ، ص 196 .
( 3 ) - ازرقى ، ج 2 ، ص 240 .
( 4 ) - ازرقى ، ج 2 ، ص 218 .
( 5 ) - ازرقى ، ج 2 ، ص 212 و بنگريد به ج 2 ، ص 240 .
( 6 ) - ازرقى ، ج 2 ، ص 72 ، 65 .