كوچهاى كه به مسجد مىرفت . اين خانه از آن خاندان معمر بن خطل جمحى بود سپس به حجير بن ابى اهاب سهمى رسيد آنگاه يحيى بن خالد برمكى آن را به سى و شش هزار دينار خريد . سپس به عمرو بن ليث صفّار تعلق گرفت و سپس اصطبل سلطان شد و بخشى از آن هم مسكن مردم گرديد . پيوسته به دار العروس و خانهء جعفر بن محمد بود . « 1 »
اما دار النّدوه ، خزاعى در باب دست به دست گشتن آن به تفصيل سخن گفته است .
گويد كه دار النّدوه پيوسته به مسجد الحرام بود . ابتدا سراى قصىّ بود و بعد به عبد الدّار رسيد ، آنگاه به عبد مناف و سپس به پسرش هاشم منتقل گرديد ، بعدا به عمرو و عامر پسران هاشم رسيد و آنگاه به ابن الرّهين العبدى او از فرزندان عامر بن هاشم بود . معاويه دار النّدوه را از او خريد و آباد ساخت و هر وقت كه به حج مىآمد در آنجا منزل مىكرد . خلفاى ديگر اموى هم بعد از او چنين مىكردند . در زمان عبد الملك بن مروان وليد و سليمان و ابو جعفر المنصور كه مسجد الحرام را توسعه دادند ، دار النّدوه داخل در مسجد شد .
خلفاى بنى عباس هم چون پيشينيان به هنگامى كه به حج مىرفتند در آنجا فرود مىآمدند تا آنگاه كه هارون الرشيد دار الاماره را از بنى خلف خزاعى خريد و دار النّدوه روى به ويرانى نهاد و اتاقهاى زنان را به غربا و مجاورين اجاره دادند و اتاقهاى مردان هم محل بستن ستوران عمال مكه شد . پس بندگان سياه پوست و ديگران در آنها زيستن گرفتند . اينان به خانههاى همسايه آزار مىرسانيدند . مدتى جاى انداختن زبالهها شد و آب باران از آنجا به مسجد الحرام سرازير مىشد . خليفه معتضد از اين امر آگاه شد و فرمان داد تا از دار النّدوه مسجدى بسازند پيوسته به مسجد بزرگ . پس بناى آن تجديد شد و از آن دوازده در ديوار مسجد بزرگ در گشودند و بدينگونه به مسجد كبير پيوست و هر كه در آنجا به نماز مىايستاد كعبه رويارويش بود . « 2 »
در شيبه آخرين درى است در طرف شرقى از ديوار شمالى . آنجا آغاز دوازده ميلى است كه ميان مكه و عرفه است . آن را باب السيل هم مىگويند ؛ زيرا پيش از آن كه عمر بن خطاب سد بالايى را ببندد سيلابها از آنجا به مسجد الحرام داخل مىشد . آنجا در بزرگى است كه خلفا
هامش
( 1 ) - ازرقى 2 ، ص 202 .
( 2 ) - ازرقى 2 ، ص 87 - 90 و بنگريد به 254 .