مسجد الحرام
كعبه و مقام و زمزم در صحنى بدون سقف هستند كه آن را مسجد الحرام گويند .
مسجد الحرام همواره مقدس بوده است . از حزوره كه در جنوب آن است تا مسيل اجياد و مسعى امتداد دارد . در اطراف آن ديوار يا نردهاى نبود بلكه كويهاى عشاير و خانههاى برخى از متنفدين بود . معلوم است كه متنفدين از حد خود تجاوز كرده و جلوتر مىآمدند و اين امر سبب تنگى مسجد شده بود ، به گونهاى كه ميان ديوار مسجد و مقام اندكى فاصله بود ديوارهايى كه خاص خودش باشد نداشت ، ديوارهايش همان ديوارهاى مردم بود . البته بين خانهها درهايى بود كه مردم از اطراف بدان داخل مىشدند .
به هنگام ظهور اسلام اين صحن تنها مسجد مكه بود . مسلما براى نمازگزاران ، فراخ جايى نبود . اين امر سبب شد كه برخى از خلفا خانههاى اطراف را بخرند و بر مسجد بيفزايند .
اولين بار در زمان عمر بن خطاب بود سپس در زمان عثمان ولى مورخان ننوشتهاند چه مقدار آن را وسيعتر كردند .
مسجد به همان حال بود تا عبد الله بن زبير نهضت خويش اعلام داشت از كارهايى كه در اين سالها كرد توسعهء مسجد از جانب شرقى بود . پس قسمتى از خانهء ازرق را به مسجد افزود و سپس آن را از سوى وادى و صفا و ناحيهء بنى مخزوم گسترش داد و همچنان تا پشت بيت الشراب ، آنسان كه فاصلهء آن تا اين خانه هفت ذراع شد و تا خانهء شيبة بن عثمان را بر مسجد اضافه كرد .
عبد الملك ديوارهاى مسجد را بلند كرد و بر آن سقفى از ساج ساخت و به نيكوترين وجه عمارت كرد . وليد كار عبد الملك را ويران ساخت و بنايى محكم برآورد و ستونهاى مرمر به آنجا آورد و سقفها را از چوب ساج و آراسته به زر نمود و طاقها را به فسيفساء پوشيد و بر صحن مسجد صفايح مس گسترد و براى آن بالكنها ساخت ولى بر وسعت آن نيفزود .
ابو جعفر المنصور مسجد را توسعه داد و شق شمالى را كه نزد دار العجله و دار النّدوه است وسعت بخشيد و بيشتر دار النّدوه و بخشى از خانهء شيبه را بدان داخل كرد . اين امر در سال 140 بود .
در سال 160 مهدى عباسى فرمان داد كه مسجد را از سمت بالا گستردهتر سازند آنچه را كه از خانهء ازرق مانده بود و خانهء خيره دخت سباع الخزاعى و خانهاى از آن خاندان