بود بعضى فروختند و بعضى براى وارثان خود به ميراث گذاشته بودند . ولى به من چيزى نداد ؛ زيرا گفته بودم مردى صاحب خاندانم . « 1 »
شايد عدهء كثيرى كه زمين و خانهاى در مروه دارند ، به اين قضيه برگردد . چه بسا در زمان ديگر خلفا نيز ، اين رسم بر جاى بوده است .
از سخن ازرقى برمىآيد : از كسانى كه به عمارت مكه توجه داشتند و در آنجا خانههايى مىساختند عمر بود و معاوية بن ابو سفيان و عبد الله بن زبير و هارون الرشيد و وابستگان او .
البته عمر تمام همّتش مصروف به اين مىشد كه سد بالايى را كه در احياء منطقهء شمالى مسجد تأثير بسزايى داشت احداث كند و به پايان رساند .
ولى معاويه بيشتر دوست داشت خانه بسازد يا ديوارها را تعمير كند . عبد الله بن زبير سيلبندها احداث مىكرد و خانهها مىساخت . عباسيان را به عمران شهر رغبتى تمام بود .
هم خلفا و هم فرزندان و افراد خاندانشان بناهايى برآوردند .
مبالغى كه در بهاى خانههايى كه جزء مسجد الحرام مىشد پرداخته مىشد ، در خور توجه بود و ما نمىدانيم كه اين به سبب بالا رفتن قيمت اراضى بويژه در اوايل عصر عباسى بوده يا براى خشنود ساختن صاحبان آن خانهها .
در هر صورت ، زياد شدن ساكنان و فراوانى ثروت اهالى ، موجب انفجار اقتصاد شد .
بهاى خانهها ، هر چه به مركز شهر نزديكتر بود ، گرانتر مىشد .
قبايل مكه
نسبشناسان مىگويند كه مردم مكه به هنگام ظهور اسلام همه از قريش بودند و آنان دو گروه بودند : « قريش ظواهر » و « قريش بطاح » . قريش ظواهر ساكنان اطراف مكه بودند ، مركب از پنج عشيره ؛ محارب بن فهر و حارث بن فهر و تيم الادرم بن غالب و هلال بن لؤى و معيص بن عامر .
اما قريش بطاح در درون مكه مىزيستند و عبارت بودند از عبد مناف ، عبد الدار و اسد
هامش
( 1 ) - الاصابه ، ص 455 ( 2326 ) .