5 - ظهور طبقهء جديدى از ملاكين كه در زمينههاى ديگر اقتصادى فعاليت مىكردند چون گلهدارى يا تجارت يا صرافى . اين فعاليتها به بلاد و مناطق وسيع ديگر كشيده شده بود .
6 - ظهور حكومت مركزى نيرومندى كه اقاليم پهناورى از آن متابعت مىكردند و پيوستگى بسيارى از ملاكان جديد به آن . اين پيوستگى به حكومت سبب شده بود كه بهتر بتوانند كار خود را پيش ببرند و به هدفهاى خود برسند . در حالى كه باقى از حكومت دور بودند .
املاك انصار
از ملاكان انصار و مواضع بعضى از املاكشان و مقدار محصولشان ياد كرديم و در ضمن آن ، از باغها و چاهها و بستانهايى ياد شد بدون ذكر صاحبان آنها . تهيهء چنين صورتى هر چند هم كه كمال مطلوب نباشد ، ما را به اوضاع و احوال كشاورزى در مدينه بيشتر آشنا مىكند .
اغلب ملاكينى كه از املاكشان به هنگام هجرت ياد كرديم ، از ملاكين قديم بودند .
بنابر اين داراى حقوق اصلى قديمى بودند و اشاراتى در دست نيست كه اسلام در آنجا مداخله كرده باشد .
به درستى نمىدانيم كه آيا منبع ثروت ايشان فقط زراعت بوده يا از منابع ديگرى هم ثروت مىاندوختهاند .
ملاكين نقش مهمى در جنگها و در اداره نداشتند . در عين حال در برابر اسلام هم مقاومت نمىكردند .
اغلب املاك انصار در داخل مدينه بود . خارج از مدينه ملكى نداشتند . همچنين املاكشان وسيع نبود و ما نمىدانيم كه چه مقدار از آنها به اراضى ساختمانى تبديل شد .
بهاى اراضى در مدينه
از مطالعه منابع مىتوان به بهاى برخى از اين املاك پى برد .
در مدينه بهاى بئر رومه - بنا به روايت ابن زباله - صد بكره يا چهل هزار درهم بوده است . ابن شبّه گويد : سى هزار درهم و ياقوت مىگويد سى و پنج هزار درهم .