آمد و گفت : يا رسول اللّه مادرم مرده است و من نزد او نبودهام . اگر چيزى صدقهء او كنم او را سود كند ؟ فرمود : آرى . گفت : تو را گواه مىگيرم كه باغ مخراف من صدقه است از جانب او . « 1 »
خالد بن مخلد البجلى به اسناد خود از ابن عمر روايت كند كه اسيد بن حضير بمرد و چهار هزار دينار وام داشت . و هر سال هزار دينار از ملكش درآمد داشت . خواستند ملكش را بفروشند و وامش را ادا كنند . خبر به عمر رسيد . طلبكاران را بخواند و گفت : مىخواهيد به مدت چهار سال ، هر سال هزار دينار بستانيد ؟ گفتند : آرى و چنان كردند . « 2 »
ابو خثيمه گويد كه مروان مرا فرستاد تا محصول نخلهاى مدينه را تخمين زنم .
نخلهاى سعد بن ابو سعيد را هفتصد وسق تخمين زدم . گفتم در آنجا سايبانهايى است كه كسانى در آنها زندگى مىكنند . اگر آنها نبودند نهصد وسق تخمين مىزدم ولى مقدارى را كه آنها مىخوردند از آن كاستم . « 3 »
بخارى روايت مىكند كه رافع بن خديج گفته كه بيشتر مردم مدينه كشاورزند . « 4 »
اشعث المزنى به اتمه آمد و در آنجا ملازم شد و به گلهدارى پرداخت ، و مال بسيار به دست آورد و زمينهايى خريد و توانگر شد .
در منابع نام شمارى از ملاكان آمده ، بدون اين كه به مقدار املاكشان اشارت رود . « 5 »
مالك از عبد اللّه بن ابو بكر بن عبد الله بن حزم روايت كرده كه جد او باغى خريد موسوم به افراق به مبلغ چهار هزار درهم . و هشتصد درهم خرما از آن جدا كرد .
شافعى از سفيان بن عمرو بن دينار روايت كند كه اسماعيل شيبانى گفت كه محصول خرماى خود را روى درخت به صد وسق فروختم خواه افزونتر آيد يا كمتر . « 6 »
سعيد بن محمد بن ابو زيد را باغچهاى بود شورهزار كه درآمد آن در سال دو دينار بود . « 7 »
هامش
( 1 ) - ابن سعد ، ج 3 - 1 ، ص 144 ، 143 .
( 2 ) - ابن سعد ، ج 3 - 2 ، ص 135 .
( 3 ) - الاموال ، ص 488 ، 486 .
( 4 ) - بخارى ، ص 41 ، الحرث و الزارعه .
( 5 ) - بكرى ، ص 1328 ، 1327 .
( 6 ) - الام ، ج 3 ، ص 43 .
( 7 ) - ابن سعد ، ج 5 ، ص 308 .