دگرگونيهايى در مالكيتها
معلومات فراوانى كه از اوضاع اقتصادى مدينه داريم دلالت بر اين دارد كه آنجا منطقهاى زراعى بوده است و مالكيت امرى قانونى و تثبيت شده .
مالكيتها هم فردى بوده نه اجتماعى . زيرا نديدهايم كه عشيرهاى صاحب ملكى بوده باشد . ظاهرا هر كس را قطعه زمينى كوچك بوده كه خود يا به يارى خانوادهاش آن را زراعت مىكرده است . ولى اين به معناى عدم وجود مالكيتهاى بزرگ نيست كه در آنها كارگران كار مىكردهاند . انصار براى گذران زندگى ، به توليدات زراعى خود متكى بودند . اما بعضى از آنها بيش از نيازشان حاصل مىكردهاند و زيادى محصول خود را مىفروختهاند تا چيزهاى ديگرى بخرند . از اين رو مدينه رابطهء محكمى ميان سرمايهداران و كشاورزان بوده است .
ترديدى نيست كه ورود مهاجران به مدينه سبب تحولات و دگرگونيهايى شد . از اين قرار :
1 - افزوده شدن جمعيت موجب شد كه نياز به توليدات كشاورزى بيشتر شود ، بويژه مواد غذايى . و اين امر سبب رونق گرفتن بازار داخلى گرديد . درست است كه شمارى از يهوديان از مدينه بيرون شدند ولى شمار اين عده از كسانى كه به تازگى وارد مدينه شده بودند كمتر بود .
2 - ظهور ملاكين تازهاى در ميان مسلمانان . اينان بعضى جاى يهوديانى را كه از مدينه رانده شده بودند گرفتند . بعضى نيز زمينهاى موات را احياء كرده بودند . بنابراين در باب اراضى ، با انصار برخوردى نداشتند . البته مهاجرت مهاجران به مدينه خالى از نتايجى هم نبود .
يكى به كار گرفتن كارگران ، زيرا اين مالكين جديد در امر زراعت بصيرتى نداشتند و شايد هم به كار در مزارع رغبتى نشان نمىدادند . يا آن كه املاكشان پهناور بود و نياز به كارگران داشتند و اين امر گروه بسيارى را به كار كشيده بود .
3 - ازدياد مساحت اراضى مزروعى بعد از وفات رسول اللّه - ص - مصادف شد با آوردن شمار كثيرى از اسيران غير عرب به مدينه .
اين اسيران روشهاى جديدى در آبيارى و زراعت معمول كردند كه سبب ازدياد محصول شد .
4 - نقصان يافتن اراضى خالى و باير ، به سبب ساختن خانهها و مساكن .