پنجاه چاه ديگر حفر شد ، آب همه شيرين و ارتفاع آبشان يك قامت است يا اندكى كمتر و يا بيشتر . « 1 »
سمهودى گويد : صفر كوهى است سرخ در فرش ملل مقابل عبّود . ميان آنها راهى است . در آنجا بنايى است از آن حسن بن زيد . در آنجا شكافى است موسوم به ردهة العجوزين . عجوزين ارتفاعاتى است در آن حدود . ابو عبيد بن عبد اللّه بن زمعة بن اسود بن مطّلب جد مادرى عبد اللّه بن حسن بن حسن بن على - ع - در آنجا زندگى مىكند . « 2 »
سمهودى از عبّود روايت كند كه در كنار آن چشمهاى است از حسن بن زيد بر سر راه .
و زمخشرى گويد كه يين چشمهاى است در وادى حورتان . امروز از آن بنى زيد موسوى از بنى حسن است .
سمهودى گويد : سيل يين در حورتين مىريزد . جاى چشمه و قريه تا به امروز در آنجا موجود است . سابقا در يين ميوه فراوان به عمل مىآمد . هجرى گويد : يين شهر ميوههاى مدينه است . در اين اواخر آن را قريهء بنى زيد مىگفتند . ميان ايشان و بنى يزيد جنگهايى در پيوست كه در اثر آنها بنى زيد به صفراء رفتند و بنى يزيد به فرع . پس يين خراب شد . منازل بنى سليم در آنجا بوده است . « 3 »
ابن شبّه روايت مىكند كه چون عيسى بن موسى ، محمد نفس زكيّه را كشت ، اموال بنى حسن را نيز بگرفت . و ابو جعفر منصور او را چنين اجازهاى داده بود . و نيز طبرى گويد : ابو جعفر منصور به عيسى بن موسى نوشت : هر كس از آل ابو طالب كه نزد تو آمد نامش را بنويس و براى من بفرست و هر كس نيامد مالش را بستان . او نيز عين ابو زياد را تصرف كرد زيرا جعفر بن محمد - ع - به ديدار او نرفته بود . چون امام در باب ملك خود به عيسى اعتراض كرد ، گفت كه آن را مهديتان گرفته است . « 4 » ( يعنى محمد نفس الزّكيّه سبب از دست رفتن آن شده است ) اما در روايت ديگر ، باز هم طبرى نقل كرده كه سرانجام منصور عين ابو زياد را باز پس داد . « 5 » و باز هم طبرى روايت ديگر از هشام بن ابراهيم بن هشام نقل مىكند كه ابو جعفر
هامش
( 1 ) - سمهودى ، ج 2 ، ص 323 .
( 2 ) - سمهودى ، ج 2 ، ص 337 ؛ بكرى ، ص 1257 .
( 3 ) - سمهودى ، ج 2 ، ص 393 .
( 4 ) - طبرى ، ج 3 ، ص 258 .
( 5 ) - طبرى ، ج 3 ، ص 258 .