هر يك را منبرى است . آنگاه جبله كه بيشتر مردمش ايرانيان هستند و آنگاه رهاط كه پيش از اين از آن ياد كرديم . جحفه و قديد از اعمال مدينهاند و عسفان نيز از اعمال مدينه بود ولى به فرمانرواى مكه واگذار شد . « 1 »
شك نيست كه منظور از منبر ، جايى است كه در آن نماز جمعه اقامه مىگردد . و فقها متفقاند كه براى اقامهء نماز جمعه بايد شمارهء مقيمان آن بلد به حد كافى برسد . بعضى نيز گفتهاند كه واجب است در آنجا حاكمى باشد ولى مكانت و مقام والى را معين ننمودهاند . از سياق كلام مؤلّف برمىآيد كه مىخواهد بگويد آنجاها از مواضعى بوده كه در آنجا حاكمى بوده ولى معلوم نكرده است كه آيا هر يك از آنها يك واحد ادارى تابع مدينه بوده يا واحدى كوچك بوده تابع واحد بزرگتر و آن واحد بزرگتر تابع مدينه بوده است .
بكرى گويد كه فرع از بهترين ولايات مدينه است . صاحب آن بر دوازده منبر فرمان مىراند . منبرى در فرع است و منبرى در مضيق در چهار فرسخى آن معروف به مضيق فرع و منبرى در سوارقيّه و در سايه و رهاط و عمق الزرع و جحفه و عرج و سقيا و ابواء و قديد و عسفان و استاره و همهء اينها از اعمال فرع هستند . « 2 »
در كتب ديگر هم وجود منابر در آن مكانها تأييد شده است .
اما فرع ؛ عياض مىگويد : در آنجا مساجدى است از آن پيغمبر - ص - و منابر و قريههاى بسيار . مجد گويد : در آنجا منبر است و نخل و آبهاى بسيار . « 3 »
اما سوارقيّه ؛ عرّام گويد آنجا قريهء بزرگى است و آبادان و با مردم بسيار . در آنجا منبر است و مسجد جماعت .
اما جحفه ؛ ياقوت گويد : جحفه قريهء بزرگى است داراى منبر ابن رسته گويد : قريهء بزرگى است داراى بازار . بكرى گويد : قريهاى جامع است و آنجا منبرى است . سمهودى گويد :
قريهاى بوده است بزرگ و داراى منبرى . از عبارت سمهودى برمىآيد كه در زمان او جايى بزرگ و داراى منبر نبوده است .
اما عسفان ؛ عرّام گويد : در آنجا منبر است . و گويد كه خيف النعم منبر دارد و در قلمرو
هامش
( 1 ) - كتاب المناسك ، ص 413 .
( 2 ) - بكرى ، ص 1021 ، ص 1020 .
( 3 ) - سمهودى ، ج 4 ، ص 1281 .