فصل هشتم : راههاى ارتباطى در حجاز
1 - راههاى ارتباطى قديم
در حجاز ، به هنگام ظهور اسلام چند مركز تجمع بود . بعضى از آن اجتماعات مىتوانستند نياز زندگىشان را خود برآورند و بعضى توان آن را نداشتند و مىبايست برخى ضروريات زندگى خود را از جاهاى ديگر وارد كنند . براى حصول اين مقصود يا مىبايست به مناطق ديگر سفر كرد يا اين كه بازارهاى موسمى يا سالانه ايجاد نمود كه هر كس از هر جا كالاى خود را به آن بازارها بياورد . علاوه بر اين ، مكانهاى ديگرى هم بود كه جنبهء دينى داشتند و مردم براى حج و زيارت به آنجا مىرفتند . در هر حال چه براى رفع نياز زندگى به جاهاى ديگر روند يا ديگران به بازارهاى محلى آيند ، وجود راهها ضرورى مىنمود . جادهها غالبا از جاهايى مىگذشت كه آب به فراوانى يافت مىشد و مسافر گرفتار كوهها و گردنههاى صعب العبور نمىگشت .
ما بازارها و مراكز دينى و مناطق توليدى را مىشناسيم ولى به تفصيل و دقت مناطقى را كه با اين محلات معامله مىكردند و راه ارتباط و كيفيت و كميت مناسبات ميان آنها را نمىدانيم ، تا با جرئت و قاطعيت در باب آنها قضاوت نماييم .
همچنين حجاز با مناطق مجاور خود چون يمامه و بحرين و عراق و حبشه و يمن و بلاد شام رابطه بازرگانى داشته و در كتب به اين روابط اشارت رفته است كه چگونه مصالح حجاز با مصالح بلاد و اقاليم ثروتمند ديگر ارتباط داشته است . اگر حجم اين داد و ستدها اندك نبوده ، بايد اهتمام به راههاى ارتباطى هم زياد بوده باشد .