فصل پنجم : آبها و آبيارى
حجاز در منطقهء كويرى است . زمين خشك و باران اندك و آب قليل است . در آنجا هيچ رود جارى كه با آبش زراعت را آبيارى توان كرد وجود ندارد . ولى در سرتاسر آن واديها ( خشكرودها ) يى است كه در اثر باريدن باران به طور موقت آب در آنها افتد . اين سيلابها كه گاه به صورت سيلهاى بنيانكن در مىآيند نه تنها زراعت را به كار نمىآيند بلكه هر چه را بر سر راه خود بيابند با خود ببرند . جز اينكه در جلگههاى پست به سبب رطوبتى كه كسب مىكنند روييدن گياه و درخت را ميسر سازند و اندكى كشاورزى را مساعد افتند .
اين امور سبب شده كه كشاورزى در حجاز در درجهء اول متكى به آبهاى زيرزمينى باشد . گاه اين آبها نزديك به سطح زميناند يا بر سطح زمين جريان مىيابند .
در طى كتابها از وجود آبها در بعضى از مناطق ، بدون اينكه طبيعت آنها را مشخص كنند ، ياد شده و بويژه ياقوت در « معجم البلدان » و بكرى در « معجم ما استعجم » و سمهودى در « وفاء الوفاء » و عرّام بن اصبغ در كتاب « جبال تهامه » بيش از ديگران از اين آبها سخن گفتهاند . اينك ، ما نيز بر مبناى آن منابع از مواضع وجود آبها ياد خواهيم كرد .
وأدى مشقّق ، در راه تبوك است آبى است كه از كوه مىتراود به قدرى كه يك يا دو يا سه سوار را سيراب كند .
سمنه ، آبى است ميان مدينه و شام و وادى القرى .
شجر ، آبى است از بنى القين بن جسر ميان وادى القرى و تيماء . « 1 »
هامش
( 1 ) - ياقوت ، ج 3 ، ص 146 .