تخطي إلى المحتوى الرئيسي

البلدان ( فارسى ) — صفحة 84

مساهمون:

ص٨٤
آورد ، تا آنكه كار خراسان روبراه گشت و « رجاء بن ابى ضحاك » را بر تمام خراسان والى گردانيد و دختر فضل بن سهل را بزنى گرفت . مأمون در نيمهء صفر سال دويست و چهار وارد بغداد شد و تمام خراسان بر دست رجاء بن ابى ضحاك تباه گشته بود ، پس مأمون « غسان بن عباد » را والى خراسان گردانيد و او كار خراسان را اصلاح كرد و بر دست وى روبراه گشت و مأمون او را ستود و در بقيهء سال دويست و چهار و چند ماهى از سال دويست و پنج بر سر كار ماند ، سپس « طاهر بن حسين بن مصعب بوشنجى » چاره‌جويى كرد تا مأمون واليگرى خراسان را بوى داد و فرمانى بر خراسان براى وى نگاشت ، پس طاهر در سال دويست و پنج رهسپار خراسان گرديد و چون نظر بدى از مأمون بوى رسيد ، مخالفتى ورزيد كه در آن جانب احتياط را نگه داشت و مأمون خبر آن را دريافت و بقولى در كشتن وى بوسيلهء زهرى حيله كرد و طاهر در سال دويست و هفت درگذشت ، پس مأمون بجاى وى « طلحة بن طاهر بن حسين » را بامارت خراسان برگزيد و او هفت سال امير خراسان و كار وى روبراه بود ، سپس طلحة بن طاهر در سال دويست و پانزده وفات كرد و مأمون « عبد اللّه بن طاهر » را والى نواحى عراق عجم و آذربايجان گردانيده بود و او هم رهسپار شد و رنجور در دينور اقامت گزيد ، پس مأمون او را بجاى برادرش طلحة بن طاهر والى خراسان گردانيد و فرمان و دستور امارت وى را با اسحاق بن ابراهيم و يحيى ابن اكثم قاضى القضاه فرستاد ، پس عبد اللّه بن طاهر رهسپار خراسان گرديد و در نيشابور منزل گزيد و آنجا را وطن خويش قرار داد و هيچ واليى از واليان خراسان پيش از وى آنجا منزل نكرده بود ، عبد اللّه بن طاهر چهارده سال در حكومت خراسان و مضافات آن با استقامت و كمال قدرت در حالى كه كار همهء بلاد روبراه بود ، بر سر كار ماند و سپس در سال دويست و سى در چهل و هشت سالگى در نيشابور درگذشت . پس واثق ، پسرش « طاهر بن عبد اللّه بن طاهر » را والى خراسان گردانيد و