رخت بر بندى ، فراقت رنج افزا شود . اى مايهء اميد ما كه دوريت براى ما بس دردناك است .
بدرود اى همدم ما كه چون بيايى ، شادمانى و آرامش بر دل ما آرى و چون به روى ، رفتنت وحشت خيز است و تألم افزاى .
بدرود اى همسايهاى كه تا با ما بودى ، دلهاى ما را رقّت بود و گناهان ما را نقصان .
بدرود اى ياريگر ما كه در برابر شيطان ياريمان دادى و اى مصاحبى كه راههاى نيكى و فضيلت را پيش پاى ما هموار ساختى .
بدرود كه آزاد شدگان از عذاب خداوند ، در تو چه بسيارند ، و چه نيكبخت است آن كه حرمت تو نگه داشت .
بدرود كه چه بسا گناهان كه از نامهء عمل ما زدودى و چه بسا عيبها كه پوشيده داشتى .
بدورد كه درنگ تو براى گنهكاران چه به درازا كشيد و هيبت تو در دل مؤمنان چه بسيار بود .
بدرود اى ماهى كه هيچ ماه ديگر را توان همسرى با تو نيست .
بدرود اى ماهى كه تا تو بودى ، امن و سلامت بود .
بدرود اى آن كه نه در مصاحبت تو كراهت بود و نه در معاشرتت ناپسندى .
بدرود كه سرشار از بركات بر ما در آمدى و ما را از آلودگىهاى گناه شست و شو دادى .
بدرود كه به هنگام وداع از تو نه غبارى به دل داريم و نه از روزهات ملالتى در خاطر .
بدرود كه هنوز فرا نرسيده از آمدنت شادمان بوديم و هنوز رخت بر نبسته از رفتنت اندوهناك .
بدرود كه چه بديها كه با آمدنت از ما دور شد و چه خيرات كه ما را
الصحيفة السجادية (فارسى) — صفحة 285
مساهمون: عبد المحمد آيتى
ص٢٨٥