شفيعى كه در نزد تو شفاعتم كند ، نه نگهبانى كه در برابر تو ايمنيم بخشد ، نه حصارى كه از چشم توام پنهان دارد ، نه پناهگاهى كه از خشم توام پناه دهد .
اى خداوند من ، در اينجا كسى ايستاده كه جز آستان تواش پناهى نيست و در مقابل تو به گناه خويش معترف است . مباد كه فضل تو از من دريغ آيد و دستم به دامان بخشايش تو نرسد . و مباد كه من نوميدترين بندگان تو باشم كه روى توبه به درگاه تو آوردهاند ، و مباد كه من محرومترين آنان باشم كه با دلى پر اميد روى به سوى تو نهادهاند .
خدايا مرا بيامرز كه تو بهترين آمرزندگانى .
بار خدايا ، تو مرا فرمان دادى و من ترك فرمان كردم . تو مرا نهى فرمودى و من به جاى آوردم . انديشهء بد ، خطا را در چشم من بياراست و من مرتكب تقصير شدم .
اى خداوند من ، هيچ روزى را نيك روزه نداشتهام تا آن را به شهادت گيرم و هيچ شبى را نيك زندهدار نبودهام تا به آن پناه جويم و هيچ مستحبى به جاى نياوردهام تا در خور تمجيد باشم . اگر به جاى آوردهام ، فرايض تو بوده كه هر كه ضايعش گذارد به هلاكت رسد . چگونه توانم به فضيلت نوافل خود توسل جويم ، حال آنكه از بسيارى از وظايف خويش در اداى فرايض تو غفلت كردهام و از مرز مناهى تو گذشته و مرتكب اعمال حرام و گناهان بزرگ شدهام ، گناهانى كه عافيت تو چونان پردهاى مرا از رسواييهاى آن در امان داشته است .
بار خدايا ، در اينجا كسى ايستاده است كه به سبب اعمال خود ، از تو شرمنده ، بر خود خشمگين و از تو خشنود است . پس با قلبى خاشع و گردنى كج و پشتى خميده از بار گناه ، اميدوار به تو و ترسان از تو به پيشگاه تو ايستاده است . سزاوارتر از تو كس نيافته كه دل در او بندد ، يا از او بترسد ، يا از او بپرهيزد . اى پروردگار من ، آنچه را بدان اميد بستهام
الصحيفة السجادية (فارسى) — صفحة 210
مساهمون: عبد المحمد آيتى
ص٢١٠