نيايش سى و دوم [ 1 ]
اى خداوندى كه از آن توست پادشاهى ابدى جاويدان .
اى خداوندى كه از آن توست آن سلطهء نيرومند بىمدد هيچ لشكر و هيچ ياور .
اى خداوندى كه از آن توست عزّت و غلبهء جاودانه ، هر چند روزگاران بگذرند و سالها به سر آيند و زمانها و روزها سپرى شوند .
سلطهء تو را آن پيروزمندى است كه نه آغاز شناسد و نه انجام .
ملك تو را رفعتى است كه هيچ چيزش در نيابد و توصيف واصفان هر چه فرا رود ، به فروترين پايهء آن رفعت و اعتلا كه براى خود برگزيدهاى نخواهد رسيد .
هامش
[ 1 ] دعاى آن حضرت است در حق خود پس از فراغت از نافلهء شب و اعتراف اوست به گناهان .