فريادرسى فضل و احسان تو بىنياز نبودم ، از زياد آمد طعام و آبى كه به كنيز خود - همان كه مرا در درون او در قرارگاه زهدانش نشاندى - روزى مىدادى ، قوت مرا مقرر داشتى .
اى پروردگار من ، اگر مرا در اين حالات به توان خود وا مىگذاشتى يا ناچارم مىساختى كه از نيروى خويش مدد جويم ، نه توانم مىبود و نه نيرويى . تو مرا از روى احسان به مهربانى و لطف غذا دادى و آن مهربانى و لطف تا اين زمان كه هستم همچنان از من دريغ نداشتهاى .
سايهء نيكى و مهربانى تو همچنان بر سر من است و جويبار احسان تو بىهيچ درنگى همچنان روان است . با اين همه ، اعتمادم به روزى دادن تو استوارى نگيرد ، تا همهء سعى خويش در پرستش تو به كار دارم و آن سود كرامند سرشار نصيب من گردد .
شيطان عنان من به دست گرفته و مرا به عرصهء بدگمانى مىكشد و پايههاى يقين من سست مىگرداند . پس اى خداوند من ، از مجاورت چنين همنشين نابكار ، كه مرا به اطاعت خود وا مىدارد ، به تو شكايت مىكنم و از تسلط او بر خود ، به تو پناه مىآورم و به درگاه تو زارى مىكنم ، مگر كيد و مكر او از من دور دارى .
بار خدايا ، از تو مىخواهم كه راه مرا به روزىام هموار سازى . پس حمد باد تو را بر آن نعمتهاى بزرگم كه در آغاز دادى ، و حمد باد تو را كه سپاس احسان و انعام خود به من الهام فرمودى . بر محمد و خاندانش درود بفرست و روزى من به آسانى به من برسان و به هر مقدار كه براى من مقدّر مىفرمايى خرسند گردان و به حصّهاى كه براى من مقرّر مىدارى خشنودم ساز و چنان كن كه هر چه از جسم من مىكاهد و از عمر من سپرى مىشود ، در راه فرمانبردارى تو باشد ، كه تو بهترين روزى دهندگانى .
اى خداوند ، پناه مىبرم به تو از آتشى كه به لهيب آن هر كه را از تو
الصحيفة السجادية (فارسى) — صفحة 212
مساهمون: عبد المحمد آيتى
ص٢١٢