سخن رفته است ؛ كتاب سرايا ابى بكر ، يعنى گروههايى كه ابو بكر براى قتال با اهل ردّه روانه داشت و آنچه ميان ايشان گذشت و كسانى كه به اسلام بازگرديدند ، و اخبار خالد بن وليد مع مالك بن نويرة و قتله له ، و مراثى متمم بن نويرة فى اخيه ، و غير اينها . .
1195 - وليد بن عبيد الله بن يحيى [ 1 ]
ابو عباده و ابو الحسن - ابو عباده مشهورتر است - بحترى طائى ، شاعر نامدار . بحتر نام جد اعلاى اوست . برخى از مردم زمانش او را بر ابو تمّام طائي برترى دادهاند و شعر را به دو خاتمه دهند . ابو العباس مبرّد و ابن مرزبان محمد بن خلف و ابو بكر صولى و ابو عبد الله محاملى شعر او را روايت كردهاند .
وى در منبج ، از اعمال حلب ، متولد شد و در آنجا پرورش يافت و براعت يافت و شعر گفتن آغازيد . سپس نزد ابو تمّام به حمص رفت و شعر خود به دو عرضه نمود . سپس خود به مجلس نشست و شاعران شعرشان را به دو عرضه كردند . چون ابو تمّام شعرش را شنيد ، گفت : تو از همهء كسانى كه شعر خود را براى من خواندهاند ، شاعرترى .
بحترى در انواع شعر جز هجا سرآمد بود وى در هجو چندان توانا نبود . بهترين شعرش در وصف است . در شعر به ابو تمام تشبه مىجست و قدم به جاى قدم او مىنهاد و همانند او به بديع گرايش داشت . او را پيشواى خود مىدانست و سخنى منصفانه مىگفت كه اشعار خوب ابو تمّام بهتر از اشعار خوب من است ولى اشعار پست من بهتر از اشعار پست اوست .
روزى حسين بن اسحاق گفتش كه مردم مىپندارند تو در شعر برتر از ابو تمّام هستى ، گفت به خدا سوگند اين سخن نه به من سودى مىرساند و نه به ابو تمّام زيانى . من نان نخوردم مگر به يارى او . البته دوست دارم كه چنان شود كه تو مىگويى ولى من پيرو او هستم و به دو پناه جستهام . نسيم من در برابر هواى او راكد است . و زمين من در نزد آسمان او پست است .
بحترى در سال 206 متولد شد و در منبج به بيمارى سكته در سال 284 وفات كرد .
هامش
[ 1 ] الاغانى 21 : 39 ، الفهرست : 190 ، تاريخ بغداد 13 : 476 ، المنتظم 6 : 11 ، معجم البلدان ( منبج ) ، ابن خلكان 6 : 21 ، عبر الذهبى 2 : 73 ، سير الذهبى 13 : 486 ، البداية و النهاية 11 : 76 ، النجوم الزاهرة 3 : 99 ، الشذرات 2 : 186 ، اخبار البحترى للصولى ، الموازنه للآمدى .