عمرو بن عبيد هم از او متابعت نمود . ازاينرو ، آن جماعت را معتزله گفتند .
و اصل حرف راء را نيكو ادا نمىكرد - چنين كسان را الثغ گويد - و چون خطبهاى ادا مىكرد كلماتى كه در آنها حرف « راء » بود بر زبان نمىآورد .
و اصل بن عطا را خطبهها و حكم و كلمات قصار و مناظرات و رسايل و اخبار است كه ذكر آنها سخن را به درازا كشاند . شعر نيز مىگفت : از اوست : [ 1 ]
تحامق مع الحمقى اذا ما لقيتهم * و لا تلقهم بالعقل ان كنت ذا عقل
فانّ الفتى ذا العقل يشقى بعقله * كما كان قبل اليوم يشقى ذو الجهل
از تصنيفات و اصل بن عطاء است : كتاب معانى القرآن ، و كتاب التوبه ، و كتاب الخطب فى التوحيد ، و كتاب المنزلة بين المنزلتين ، و كتاب السبيل الى معرفة الحق ، و كتاب ما جرى بينه و بين عمرو بن عبيد ، و كتاب اصناف المرجئه ، و كتاب خطبة التى اخرج منها الراء ، و كتاب طبقات اهل العلم و الجهل ، و غير اينها .
و اصل بن عطاء در مدينه در سال 80 متولد شد و در سال 131 وفات يافت . .
1194 - وثيمة بن موسى بن فرات [ 2 ]
ابو زيد فارسى از مردم فسا بود . او را وشّاء مىگفتند به سبب تجارت وشى كه نوعى پارچهء ابريشمى است . از سلمة بن فضل از ابن سمعان ، از زهرى احاديث موضوعه روايت مىكرد . دربارهء مالك حديثى زشت روايت كرده . احمد بن ابراهيم بن ملحان از او سماع كرد و پسرش ابو رفاعه عمارة بن وثيمه از او روايت كرده است . وثيمه در آغاز كار از شهر خود به بصره مهاجرت كرد و از آنجا به اندلس رفت . سپس به مصر بازگشت و در آنجا در روز دوشنبهء دهم جمادى الاولى سال 230 درگذشت . از آثار اوست :
كتاب اخبار الرّدة ، و در آن از قبايلى كه بعد از وفات رسول الله ( ص ) مرتد شدند
هامش
[ 1 ] حاصل معنى : اگر با احمقى ديدار كردى خود را به حماقت بزن و اگر خردمند هستى با آنان خردمندانه ديدار مكن . جوانمرد عاقل گاه به وسيلهء عقلش تيره بخت مىشود همان گونه كه بيش از اين نادانان شور بخت مىشدند .
[ 2 ] جذوة المقتبس : 340 ( و بغية الملتمس ، رقم 1415 ) ، ابن الفرضى 2 : 165 ، ابن خلكان 6 : 12 ، فوات الوفيات 2 : 625 ، مرآة الجنان 2 : 118 ، الشذرات 2 : 89 .